Editorials/ مقاله ها

 

 

زنان نيز در تثبيت باورهاي مردسالار سهيم اند!

 ليلي پورزند

lilypourzand@gmail.com

lpourzand@yahoo.ca

مدتي است نكته اي مرا به فكر واداشته است و آن نقش زنان ايراني در رفتارهاي ناعادلانه اي است كه بر زندگي فردي و اجتماعي آنان تحميل ميشود. اين كه فرهنگ مردسالار و قوانين زن ستيز ما، نظام حقوقي ــ اجتماعي ناعادلانه اي را براي زيست زنان ايراني پايه ريخته اند، واقعيتي است غيرقابل انكار، ولي از سوي ديگر زنان ايران نيز، گاه خود در اين روند تاريخي سركوبگر از سر جبر يا عادت، به اين ظلم دامن زده اند. قصد‌ آن ندارم كه ستم كشي زنان ايراني را، بار گناهي كنم بر دوش خود آنان ولي شايد بد‌ نباشد كه گاه نيم نگاهي به برخوردها و باورهاي خود به عنوان يك زن ايراني بيندازيم. شايد قادر باشيم آزادانديش تر راهمان را ادامه دهيم. آنچه ميگويم تنها درددلي است دوستانه و شايد‌ اقرار زنانه، نه حكمي است اجتماعي و نه درصدد اثبات آن هستم، تنها برداشتي است از زندگي زنانه ام.

ريشه هاي زن ستيزي در فرهنگ مردسالار ما، چنان محكم و تنومند است كه شاخه هاي درهم تنيده تعصب، كه همانا ثمر آن است، بر جاي جاي زندگي زنان، حتي زنان روشنفكر و حق طلب ايراني، سايه گسترانده است. باورهاي ناعادلانه، اصطلاحات كنايه دار، رفتارهاي سركوبگر و . . . همه و همه نمادهايي است از باورهاي زن ستيز جامعه ايراني حتي از سوي خود زنان.

از قانون و ضعف هاي قانوني كه انواع خشونت ها را بر زندگي زنان تحميل ميكند به كرات سخن گفته ايم كه واقعيتي است غيرقابل انكار. از ظلمي كه جامعه ي مردسالار و باورهاي زن ستيز بر زندگي فردي و اجتماعي زنان ايران روا ميكنند، داد سخن داده ايم. جاي شكي نيست كه آنچه گفته ايم كافي نيست و بايد اين راه را ادامه دهيم تا شايد در آينده اي نزديك لذت زندگي در جامعه اي نه مردسالار و نه زن سالار را تجربه كنيم. ولي آيا تاكنون به ظلمي كه خود ما، يعني زنان، بر خود روا ميداريم فكر كرده ايم؟ ستمي نهان كه عمق آن به فرهنگ سركوبگر هزار ساله ي ما بازميگردد.

زناني كه خود قربانيان خشونت پدر، برادر، شوهر و حتي پسر خود هستند، دختران خود را از آزاد زيستن باز ميدارند. مادران ايراني كه خود قربانيان ازدواج هاي زودرس و اجباري هستند، دختران خود را از انتخاب آزاد در گزيدن شريك زندگي خود، باز ميدارند. آنان مدام د‌ختران خود را از خشم پدر و برادر مي هراسانند. دختر ايراني، هنوز رابطه ي آزاد قبل از ازدواج خود را از ديدرس خانواده ي خود و حتي مادر خود، بايد پنهان نگاه دارد. مادر ايراني، چنانچه از وجود چنين رابطه اي در زندگي دختر خود، مطلع باشد، او را تشويق به ازدواج ميكند، نه شناخت بيشتر و نه تلاش براي ايجاد يك رابطه ي سالم و شاد. مادر ايراني، تابوهاي اجتماعي را مدام به دختر  خود گوشزد ميكند. مادر ايراني، با اينكه خود را قرباني ادامه يك زندگي ناخرسند زناشويي ميداند ولي همواره غايت مطلوب يك رابطه را در ازدواج مينگرد. مادر ايراني، رشد و نمو و بالندگي دختر خود را در ازدواج ميبيند نه در يك رابطه ي خوب، حال در هر قالب و قراردادي.

آنچه ميگويم، وضعيت زندگي دختران خانواده هاي متعصب و سنت گرا نيست بلكه سرگذشت اغلب دختران مدرن است كه در خانواده هاي تجددگرا و روشنفكر ايراني بزرگ ميشوند و جاي تعجب نيز همين جاست. خانواده هايي كه براي فراهم كردن امكانات زندگي بهتر براي فرزندان خود، درد مهاجرت را به جان خريده اند و راهي جوامع آزادي چون كانادا شده اند ولي هيچگاه آزاد نينديشيده اند و يا تلاشي براي آزادانديشي نكرده اند. آزادانديشي، روندي است دشوار و راهي است صعب العبور، كه گذر از آن پايداري و هدفي والا را ميطلبد.

مادران ايراني، همواره در تعجيل براي مزدوج كردن دختران خود هستند با اين تفاوت كه امروزه آنان، حق انتخاب همسر را به ظاهر تا حدودي بر دوش دختران خود نهاده اند ولي اين حق گزينش مشروط به شروطي است كه اولين و مهمترين آن، تضمين منتهي شدن اين شناخت و يا رابطه به ازدواج است. بنابر اين دختر ايراني، هنوز هم از شروع يك رابطه، غايب اعلاي ازدواج‌ را ميطلبد كه لزوما پايان خوشايند ارتباط زن و مرد نيست. او از ابتدا هم خود را در هدايت كردن رابطه به سوي هدفي به نام ازدواج ميگذارد كه صرف انرژي در اين راه، گاه او را از واقع بيني و بالندگي باز ميدارد.

زن ايراني روشنفكر امروز، از دير آمدن يا شب به خانه بازنگشتن فرزند پسر خود ابايي ندارد ولي دختر خود را از چنين عملي به شدت منع ميكند. مادر ايراني از زندگي فرزند پسر خود با دختر مورد علاقه اش در زير يك سقف و به طور مستقل، خارج از قرارداد ازدواج خرده اي نميگيرد ولي دختر همين زن متجدد، تصور چنين حقي را هم براي خود نميتواند بكند.

دردناك تر اين است كه گاه، حتي دختران تحصيل كرده، روشنفكر و لايق كه مستقل از خانواده، در غربت، زندگي خود را به تنهايي اداره ميكنند نيز، از شروع يك رابطه تنها پاياني به نام ازدواج را ميطلبند. آنان از مردان جوان ايراني خارج كشور، دل آزردگي دارند چرا كه باور دارند اين پسران به دنبال رابطه اي جدي در قالب ازدواج نيستند.

نكته در اينجاست كه دختران ايراني در يك رابطه حق ابتكار عمل را نيز از خود سلب ميكنند و خود را بخش منفعل ميدانند و مرد مورد علاقه خود را عامل و تصميم گيرنده. آنان مردان را محكوم به سرسري گرفتن روابط ميكنند حال آن كه شايد بد نباشد جهت اثبات برابري و تساوي حقوق زن و مرد حداقل هنگامي كه امكان زيستن در يك جامعه آزاد را داريم، در امر سرنوشت يك رابطه مشترك و سوق دادن آن به منزلگاه مقصود، خود را كمتر از مردان ننگريم. شايد خوب باشد جمله اي مانند «چنانچه من با تو ازدواج كنم...» را جايگزين جمله «چنانچه تو با من ازدواج كني...» نماييم همچنين خوب است حقيقت جوتر و واقع گرايانه تر وارد صحنه تساوي طلبي در عرصه زندگي فردي و اجتماعي خود شويم و گوي و ميدان را به دست خود گيريم و مبتكرانه وارد صحنه عمل شويم. شايد وقت آن رسيده كه از پذيرفتن نقشهاي انفعالي در زندگي شخصي خود، دوري كنيم.

آيا هيچگاه، دقت كرده ايد كه حتي ما زنان، گاه چگونه در محاورات روزمره، صفات مردانه را ميستاييم؟ آيا باور داريد كه اغلب قضاوت هاي ما، در مورد دوستانمان، بار جنسيتي دارد. مثلا از واژه هاي غيرتمند براي مردان و از اوصافي مانند موقر و متين براي زنان استفاده ميكنيم و از اين كار ابايي نداريم.

شايد زمان آن رسيده است كه ما زنان، در كارزار قيام عليه تابوهاي فرهنگي و حذف عدم تساوي فعالانه تر وارد ميدان عمل شويم. اصلاح طلبي و حق جويي را از زندگي فردي خود بياغازيم و در عين تلاش در عرصه اجتماع، جهت تغيير وضعيت موجود، خردمندانه تر، زندگي فردي و باورهاي شخصي خود را تجزيه و تحليل كنيم.

اي كاش هر كدام اندك زماني را در روز صرف بازنگري اهدافمان كنيم و نيم نگاهي اندازيم به نقشمان در كارزار حق طلبي براي خودمان. اي كاش هر از چند گاهي، از باورهايمان گرد تعصب را بزداييم و دريچه هاي دل و فكر را به سوي تجربه هاي نو، بگشاييم. اي كاش بدانيم، هر مطالبه اي، مستلزم صرف هزينه اي است و توان تقبل آن را با ممارست در خود، ايجاد كنيم. اي كاش عميقا باور كنيم كه حق را بايد طلبيد. اي كاش يك صدا بگوييم: «حق گرفتني است نه دادني.»

 

 

 

 

 

 

 


 

Home | News | Politic | EditorialsCommunity | One Minute | Links | Photo gallery | Classifieds | Contact

© 1995 - 2004 Interlink Network Solution. All rights reserved.