مسعود صديقيان
ــ تورنتو
msadighian@canada.com
اگر نتيجه تهاجم را تداخل فرض کنيم تعريفي که از تداخل خواهيم
داشت ما را در شناخت تهاجم کمک خواهد کرد.
Invasion
تاخت و تاز، تهاجم، استيلا، تعرض
Interfere
دخالت کردن، پا به ميان گذاشتن، مداخله کردن
تهاجم فرهنگي و هجوم تكنولوژي نياز به ابزاري دارد كه عموما در
اختيار كشورهاي صنعتي است. هجوم نظامي نياز به توجيه چنداني
ندارد و شواليه هاي جنگجو با زير پا قرار دادن مفاد موافقت
نامه هاي بين المللي و منشور سازمانهاي مدافع حقوق انساني
تنها به خاطر در اختيار داشتن نيروي كارا و تجهيزات نظامي مهيا
به بهانه دفاع از منافع ملي خويش آن را اعمال كرده و منابع
انساني و كاني كشورها را تسخير كرده و نقشه جغرافياي سياسي
(ژئوپولتيك) جهان را تغيير ميدهند.
پخش برنامه هاي تلويزيوني ماهواره اي و دسترسي مردم دنيا به
اينترنت از جمله ابزاري است كه در حال حاضر جايگزين مستشاران
فرهنگي و مسيونرهاي مذهبي سالها و سده هاي قبل شده است. هدف
از صدور فرهنگ و تكنولوژي در واقع به رغم آنان برقراري
دموكراسي، اعطاي استقلال و تزريق تمدن به مردم كشورهاي در حال
توسعه و يا عقب افتاده و به همراه آن تلاش در ريشه كن كردن
عوامل ياغي و تهديد كننده تحت نام مبارزه با تروريسم و تغيير
رژيمهاي حاكم با تبليغ در آزاد كردن مردم از ستم دولتهاست.
بعد پنهان تهاجم از هر نوع در وجه اقتصادي آن است كه شركتها و
كارتلهاي بزرگ چند مليتي را به حمايت از يورشهاي نظامي،
فرهنگي و تكنولوژيك وادار ميكند.
صالح مقاوري تئوريسين و محقق مصري در تعريف تهاجم فرهنگي به
واژه ديگري ميرسد و از آن با تهاجم روشنفكري ياد ميكند. ما
ايرانيان با مفهوم تهاجم روشنفکري با اصطلاح ديگري كه جلال آل
احمد (1969-1921) نويسنده و جامعه شناس معروف از آن با غربزدگي
ياد ميكند آشنا هستيم. او اعتقاد داشت تغيير چهره هويت ملي و
فرهنگي نه از طريق مردم عادي بلكه با دگرگوني و نفوذ در طرز
تفكر روشنفكران انجام ميشود.
مقاوري در تحليل خود تهاجم روشنفكري را به 3 مرحله تاريخي
تقسيم ميكند. مرحله نخست به دوران فيلسوفان يوناني كه تلاش
ميكردند تا مفاهيم فرهنگي و طبقه بندي فلسفي آنان توسط مردم
مورد پذيرش قرار گيرد محدود ميشود. مرحله دوم هجوم فرهنگي با
وقوع جنگهاي صليبي در قرون وسطي با هدف جلوگيري از نشر تمدن،
سرقت تمدن شرق و انجام تغييراتي در جهت همگوني آن با روش زندگي
غرب و ناتوان كردن نقشه هاي توسعه اسلام در كشورهاي مسيحي
اروپا شروع ميشود. سومين مرحله امپرياليسم و استثمار فرهنگي
در عصر جديد اتفاق افتاده است به اين ترتيب كه با تهاجمي ظاهرا
ترقي خواهانه افكار روشنفكران را با هدف كنترل اوضاع فرهنگي
جامعه و پديد آوردن مفاهيم جديد كه گاه ناخواسته و يا نادانسته
مورد قبول واقع ميشود در اختيار خود ميگيرند.
تبادل فرهنگي در عصر جديد
پير لازيولي
Pierre Lazuly
نويسنده روزنامه ليبراسيون در مقاله اي تحت عنوان «اينترنت يا
دروغهاي شبکه کامپيوتر
Internet ou le
cybermensonge»
كه در سال 1998 به چاپ رسيده است
www.menteur.com/articles/mensonge.html
مينويسد در عصر ارتباطات اطلاعاتي فقط منافع
نظام
سرمايه داري، سود و بازدهي، توسعه تبليغات بازرگاني و
افزايش مصرف نهفته است. لازولي
ميگويد عصر چند رسانه اي ميخواهد كتاب را كنار گذارد. او
سپس كتاب را از ديد سرمايه داران با اينترنت مقايسه كرده و
مينويسد آنها از جنبه تجاري كتاب و كتابخواني
را در هجوم فرهنگي به هيچ وجه ابزار مناسبي نميدانند زيرا
كتاب هزينه جانبي ندارد، قابل مبادله
و استفاده مجدد توسط افراد مختلف است و خواننده كتاب ميتواند
بدون مشاهده تبليغات و آگهي ساعتها آن را مطالعه كند. كتاب
ماندني است در حاليكه اينترنت سال به سال با کنار گذاردن و
جايگزين كردن
كامپيوتر قبلي، مصرف كننده را وادار به خريد كامپيوتر جديد
ميكنند و همزمان صاحبان صنايع سرويس دهي خدمات و اشتراك به
شبكه جهاني را ثروتمندتر و از مشترك به خاطر استفاده از
اينترنت هزينه بيشتري دريافت ميکنند. با اين همه لازيولي قبول
دارد كه اينترنت
برخلاف تمام اين معايب يك ابزار فوقالعاده ارتباطي است كه
توانسته است امكان گفت و گو و ابراز آزادانه عقيده جهانيان را
فراهم
كند.
در جامعه اطلاعاتي تمام مشخصات
خصوصي مردم به صورت منظم و دور از دسترس صاحب اطلاعات غالبا
بدون دريافت اجازه نگهداري ميشود. اگر قبول كنيم كه اكنون
تمام مكالمات تلفني مردم ضبط و بايگاني ميشود به تدريج زماني
خواهد
رسيد كه دولتها قادر خواهند بود اطلاعات دسته بندي شده اي را
درباره شهروندان خود در اختيار داشته باشند.
چنانچه به جهاني كه در آينده بر اساس ارتباط با واسطه اينترنت
و بدون در نظر گرفتن خطوط مرزي و حدود جغرافيايي بنيان نهاده
خواهد شد اعتقاد داشته باشيم به آن خوشبيني و توهمي خواهيم
رسيد كه با ظهور راديو و تلويزيون در آن زمان به وجود آمده
بود. در آغاز اختراع تلويزيون همه معتقد بودند اين
نوآوري شگفت انگيز دستيابي آزادانه عمومي به فرهنگ و هنر را
فراهم ميسازد. اين اعتقاد اكنون يكبار ديگر
بر اينترنت حاكم گشته و انسان بار ديگر دچار ساده لوحي شده
است.
اين توهم در عصر راديو نيز روي داد آن چنان كه چارلز ريد مورخ
آمريكايي
در ششمين سال شروع راديو نوشت، راديو جهان وطني را به همراه
خواهد آورد، گويي روي بالهاي باد باشي و جهان را درنوردي. قبل
از آن نيز
ساموئل مورس به هنگام اختراع تلگراف در 1835 نوشته بود سيمهاي
تلگراف به سرعت باد تفكر، علم و نظرات شخصي و هر آنچه را كه در
اين سرزمين روي ميدهد به گوشه ديگر گيتي منتقل ميسازد.
در طول تاريخ، ملل دنيا با تهاجمات بسياري مواجه بوده اند ولي
هيچگاه به دليل دسترسي متفاوت به منابع فيزيكي و علمي، در
تهاجم فرهنگي همه دانايي و دانش كشور مهاجم با كشور مورد يورش
تقسيم نشده است. به طور مثال هنگامي كه اروپا تكنولوژي چاپ
اختراع گوتنبرگ را در اختيار داشت بسياري از
كشورهاي آفريقايي و آسيايي مانند ايران حتي از وجود اين پديده
بياطلاع بودند و سرانجام ايرانيان پس از 204 سال كه از اختراع
چاپ ميگذشت به آن دست يافتند. اينترنت نيز پس از مدت تقريبي
10 سال كه در آمريکا و کانادا مورد استفاده بود به صورت ناقص و
در ساعتهاي محدود و بسيار گران به کشورهاي در حال توسعه رسيد و
حتي اکنون بسياري از مناطق يورش شده جهان مانند کشورهاي سابق
شوروي، اروپاي شرقي، افغانستان و عراق به دليل عدم دسترسي به
ابزار ارتباطي مانند خطوط تلفن در استفاده از امکانات شبکه به
معناي وسيع و عمومي محروم هستند.
ژاک برلو در کتاب فرهنگ و دموكراسي در
جامعه اطلاعات جهاني مينويسد عده اي
نگران نابرابري در دانش تکنولوژي اطلاعات
و سواد کامپيوتري و ديجيتال در ميان اعضاي يك جامعه هستند و
برخي مسئله را به نوعي ديگر مشاهده کرده و نابرابري دسترسي به
منابع علمي در ميان كشورها را با امكانات
محله هاي فقيرنشين با ثروتمندنشين مقايسه و به وجود تفاوتهاي
بنياني در مورد جامعه اطلاعاتي که در حال شكلگيري است اعتراف
کرده اند.
مشابهت تهاجم نظامي با تهاجم فرهنگي
محمد اميني در كتاب تاكتيك جنگ نوين چاپ 1374 در قالب تشبيهي
شليك گلوله
به دورترين فاصله و ارسال پيام به دورترين فاصله مينويسد،
ميدانيم جنگ جهاني
اول آغاز دوران جنگهاي نوين است که اساس آن بر رزم دور به جاي
رزم نزديك
نهاده شده بود. در واقع اين جنگ مجموعه اي از فناوريهاي نوين
بود که به صورت اقدامات لجستيكي
همراه با انواع استراتژيها و تاكتيكهاي نظامي تسلط بر فاصله
را ممكن ساخت. در سويي ديگر در بخش ارتباطات نيز انسان توانست
به توانايي
بينظير دستيابي به فواصل بسيار دور براي ارسال همزمان صوت،
متن و تصوير متحرك دست
يابد. اكنون اما در عصر حاضر بشر توانسته است بر هر دو غلبه
كرده و به تکنولوژي ارسال گلوله به دورترين و ارسال پيام به
دورترين فاصله برسد.
در بخش نظامي، روزگاري استفاده از خندق، برج و بارو، سيم
خاردار و انواع گوناگون حصارهاي فيزيكي ميتوانست مانع تهاجم
نظامي دشمن شود در
حاليكه سالهاست موانع مذكور كارآيي خود را از دست داده و
موشكهاي بالستيك براي رسيدن به نقاط از پيش تعيين شده از
قاره ها عبور و با کمترين خطا به هدف اصابت ميکنند. در بخش
ارتباطي نيز ديوار آهنين عصر مائو در چين و پرده آهنين در
روسيه در سالهاي قبل و محدود سازي اخير ارتباط به اينترنت در
بخشي از جهان از آخرين نمونه هاي عوامل بازدارنده محسوب
ميشوند كه دستيابي به تکنولوژي پخش برنامه هاي تلويزيوني از
ماهواره قابليت عبور از تمام
مرزها و ديوارهاي آهني را به دست آورده است تا اهداف تهاجم
فرهنگي همچنان دست نخورده باقي بماند.
تهاجم نظامي ميتواند به اشغال نظامي منتهي شود. ادبيات علوم
سياسي اشغال را به عنوان يكي از پيامدهاي تهاجم، به صورت
استقرار سلطه تعريف ميكند
و توضيح ميدهد كه استقرار سلطه به مفهوم انتقال حاكميت نيست.
به طوري كه در شرايط
اشغال، حاكميت امور انتظامي و حتي قضايي ميتواند همچنان كه
بود بدون تغيير باقي بماند. در تهاجم نظامي هر اندازه تفاوت
نيروهاي طرفين
بيشتر باشد، وقوع اشغال بيشتر خواهد بود. در حاليكه در تهاجم
فرهنگي موازنه قدرت
الزاما مانع تداوم تهاجم نخواهد شد، زيرا سرنوشت تهاجم را
نقشهايي كه رهبران روشنفكري خوانده ميشوند،
ايفا خواهند كرد.
تهاجم با جعبه جادو
تهاجم فرهنگي به سرکردگي آمريکا و تعدادي از کشورهاي جهان اول
سبب شده تا طرز زندگي در غرب و بخصوص نوع آمريكايي آن به صورت
نفوذ فرهنگي از طريق توليد برنامه هاي تلويزيوني در جهان
گسترش يابد. با گسترش اينترنت و تلويزيونهاي
ماهواره اي، فاصله ها از گذشته کمتر و شرايطي فراهم شده كه
بهتر است به جاي
جهاني شدن آن را آمريكايي شدن و يا حتي آن را جهان بي ملت و
بي هويت بناميم. توجيهي که بر تهاجم
فرهنگي از راه تلويزيون، اينترنت و ماهواره ارائه ميشود نشان
دادن الگوهاي کليشه اي براي توليد برنامه هاي تلويزيوني
کشورهاي درحال توسعه (شوها بي سر و ته و ويديو موزيكهاي به
سبك غرب) و طراحي صفحات شبكه جهاني (وبلاگ و سايتهاي مستهجن و
خريد و فروش اجناس) است.
اگر چه امپرياليسم فرهنگي بيشتر متوجه
آمريكاست اما كشورهاي ديگري نيز هستند كه توليدات تلويزيوني را
به همراه فرهنگ خود به
صدها كشور ديگر صادر ميكنند؛ مانند برزيل كه صادركننده برنامه
به بيش از صد كشور جهان و يا مصر که صادر كننده عمده برنامه
هاي تلويزيوني تمام كشورهاي عرب زبان است ضمن آن كه كه اكثر
كشورهاي آفريقايي وارد
كننده برنامه هاي تلويزيوني كشورهايي هستند كه روزگاري
مستعمره آنها بوده اند (محسنيان، تلويزيون و ماهواره در
ايران).