Cinema /سينما

 

نقد تئاتر

 صحنه    تئاتر    نمايش...

 

حسين افصحي ـ تورنتو

h.afsahi@gmx.net

tds_afsahi@yahoo.com

چه بر تئاتر شهر ميآيد؟

تنها سالن تئاتري يا مجموعه تئاتري در تهران، شايد هم در ايران، دارد آهسته آهسته از درون خورده ميشود و كسي هم به فكر آن نيست. خانه هنرمندان اداره تئاتر، سنديكاي تئاتر، شوراي سرپرستي تئاتر شهر و . . . همه و همه كلماتي بيش نيستند. هر روز يك سالن كوچك تئاتري در مجموعه تئاتر شهر ايجاد ميكنند ولي به چه قيمتي؟ آيا اين مكان نيازمند سالنهاي تمرين نيست؟ آيا نيازمند انبار دكور و وسايل صحنه نيست؟‌ آيا احتياج به آرشيو لباس ندارد؟

اينگونه كه مسئولان "ناآگاه" تئاتر شهر رفتار ميكنند، نه نيازي نيست!

بله قرار است كه "آرشيو لباس مجموعه تئاتر شهر" به سالن تئاتر تبديل شود و اولين اجراي آن هم نمايش "زمين صفر" كار آتيلا پسياني ست. همچنين "انبار مجموعه تئاتر شهر" نيز به سالن برگزاري كارگاههاي آموزشي تبديل خواهد شد!

سالن سازي براي خانواده تئاتر بسيار خوشايند و دلپذير است. اما در كجا و به قيمت تعطيل كردن چه مكاني؟ تازه ايجاد سالن جديد نيازمند اصول ايمني مثل اطفاي حريق، گذرگاههاي اضطراري، ايجاد تهويه مطبوع و . . . ميباشد.

مگر همين چندي پيش نبود كه سالن تازه متولد شده تئاتر شهر (خانه خورشيد) در آتش سوخت و اگر اين اتفاق در ساعات فعال تئاتر شهر پيش ميآمد، چه خسارتهاي جاني كه به بار نميآورد. گويا تنها چيزي كه مهم است اين كه زمان صدارت اين يا آن رئيس سالني ساخته شود! درست به مانند‌ اينكه بخواهند مقوله تئاتر ايران را فقط و فقط در تهران آن هم با جشنواره ي بين المللي فجر حل كنند!

به هر حال تئاتر شهر هم در حال از بين رفتن است، به گفته ي شاهدان عيني (بنده 20 سالي است كه نديده ام) اگر چرخي دور ساختمان اين مجموعه بزنيد و در و ديوار آن را ببينيد، بي شك اگر اندكي هنردوست باشيد قلبتان درد خواهد گرفت. هم براي هنر و هم براي انسان. زيرا كه بي خانمان هاي تهران در كنار ساختمان تئاتر شهر، شب را به صبح ميرسانند و به خاطر فرار از سرما و ستيز با نسيم بامدادي آتش برپا ميكنند تا از سرما برهند و اين چنين است كه ساختمان مجموعه تئاتر شهر، با آن معماري بكر خود كه جزو ميراث ملي و فرهنگي ما محسوب ميشود، سياه شده و جاي جاي سوخته است. حتي مسئولان حاضر نيستند كه در عرض دوره هاي صدارتشان چرخي به اطراف تئاتر شهر بزنند، تا ببينند كه پولك هاي درهاي اين مجموعه همه يا كنده شده و يا در حال كنده شدن هستند و جاي هزاران منگنه و ميخ بر در و ديوار اين مجموعه به چشم ميخورد‌ كه جاي نصب پارچه نويسي ها به مناسبت هاي جشنواره ميباشد. منگنه ها و ميخهايي كه از اولين جشنواره فجر تاكنون به جاي مانده است.

اي كاش تئاترورزان ايران و بخشي از مسئولان مجموعه تئاتر شهر ميدانستند كه اصلاح نماي بيرون ساختمان تئاتر شهر، به همان اندازه داراي اهميت است كه درون آن. سالن كوچك 50 نفره ای ساختند و ميدانستند كه آرشيو لباس و انبار در مجموعه تئاتر شهر ارزشش از يك سالن به مراتب  بيشتر خواهد بود.

 

دوباره رسانه ها با تئاتر قهرند؟‌

سهم اخبار مربوط به تئاتر در صفحات هنري روزنامه ها چقدر است؟

آمارهاي رسمي از 5 درصد صحبت ميكند. آماري كه شايد درگذشته بيش از اينها بود و يا در سالهاي 77 تا 79 حداقل به 40 درصد‌ ميرسيد. اما چه شد كه مطبوعات داخل و خارج رو برگرداندند؟‌ در داخل ايران روزنامه اي به دو علت اشاره كرده است.

اول: عدم رغبت صاحبان رسانه ها به دادن فضاي لازم جهت انعكاس اخبار تئاتر و نقدنويسان تئاتر.

دوم: افت چشمگير آثار توليدي تئاتر كشورمان در سالهاي اخير كه باعث ميشود اين اذعان را داشته باشيم كه تئاتر در رسانه هاي ما در همان جايي قرار دارد كه تئاتر در صحنه ها، اين طور وقتها مردم خوبمان در حرفهاي روزانه شان ميگويند:‌ "همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد ديگر."

در خارج‌ از كشور علتهاي ديگري دارد كه بعدها به آن ميپردازيم.

 

فروش تئاترهاي تهران

علت نوشتن اين آمار و ميزان فروش نمايش، نه براي اين است كه بگوييم آنها خرج زندگی را درميآورند و. . . يا نه، بلكه به علت اين است كه بگوييم در شهر 15ــ12  ميليون تهراني چند نفر از تئاتر ديدن ميكنند؟ و چند‌ نفر امكان خريد بليت تئاتر را دارند؟

"راز سرزمين من" به كارگرداني "نادر رجب پور" با 29 اجرا و بليت 3 هزار توماني 4 ميليون و 263 هزار تومان فروخته است. يعني شبي 50 نفر در سالن اصلي تئاتر شهر (600 نفره) از اين نمايش ديدن كردند كه بالاترين رقم فروش را اين نمايش در تئاتر شهر داشته است.

نمايش "زمستان" به كارگرداني "هما روستا" در 23 اجرا در تالار 120 نفره چهارسو معادل 2 ميليون و 80 هزار تومان فروش داشت و يا به عبارتي، هر شب 30 نفر از اين نمايش ديدن كردند.

نمايش "با دهان بند سكوت" كار رضا حداد در 18 اجرا تنها 110 هزار و 200 تومان فروش كرد. اين نمايش هر شب با زير 6 نفر تماشاچي به اجراي خود پايان داده است.

نمايش كمدي "گودو ميآيد" نيز با 14 اجرا به اجراهاي خود پايان داد. اين نمايش 612 هزار تومان فروش كرد كه ميشود گفت هر شب 25 نفر از اين نمايش ديدن كردند.

 

تجليل از بانوي پيشكسوت

خانه پيشكسوتان از "فرخ لقا هوشمند" بازيگر قديمي تئاتر، سينما و تلويزيون در روز يكشنبه گذشته تجليل كرد. اين بازيگر پيشكسوت و محبوب به شرح زندگي و فعاليت هنري خود پرداخت. هوشمند گفت: اگر 100 بار ديگر جوان شوم و به 58 سال قبل كه آغاز فعاليتهاي هنري من بود بازگردم باز هم بازيگر ميشوم. فرخ لقا هوشمند گفت: بازيگري در تئاتر، گام اول هنرپيشه شدن است و شرط اصلي بازيگري استعداد و پشتكار است و خصوصياتي مانند زيبايي در حاشيه قرار دارد.

در اين مراسم رضا رويگري و ناهيد علامي به همراه شهره لرستاني رئيس خانه پيشكسوتان هنر هديه اي به رسم يادبود به اين هنرمند پيشكسوت اهدا كردند. فرخ لقا هوشمند را در نقش مادر "صمد" در فيلمها و سريالهاي "صمد" فراموش نكرده ايم.  اميدواريم كه به سلامت عمر را سپري كند.

 

كافي شاپ ــ داخلي ــ شب

نمايش "كافي شاپ ــ داخلي ــ شب" به كارگرداني علي اصغر دشتي در خانه نمايش اداره تئاتر به روي صحنه رفت.

نمايشنامه "كافي شاپ ــ داخلي ــ شب" براساس داستان "بيمارستان عشق" اثر زنده ياد علي حاتمي نوشته شده و توسط مهدي ميرمحمدي، يونس لطفي و علي اصغر دشتي بازنويسي شده است.

ندا مقصودي، آرش بزرگ زاده، عباس حبيبي، يونس لطفي، رامين سيار دشتي، هدايت هاشمي، علي قلي پور و شهرزاد وجداني بازيگران اين نمايش هستند.

اين نمايش فضايي كاملا معاصر دارد و تمام وقايع آن در كافي شاپ رخ ميدهد كه توسط يك زن تنها اداره ميشود. او در يك شب باراني با آدمهايي روبرو ميشود كه هر يك در شرايط بحراني خاصي قرار دارند و ناچار ميشوند كه شب را در آنجا سپري كنند. موسيقي اين نمايش را فرشاد فزوني ساخته است.

هم چنين مسئوليت خانه نمايش اداره برنامه هاي تئاتر به عهده خانم مريم معترف ميباشد.

 

"داش آكل" هدايت در سنگلج

نمايش "داش آكل" نوشته و كار "پرويز سنگ سهيل" در تالار سنگلج به روي صحنه رفته است. اين نمايشنامه كه براساس داستان مشهور "داش آكل" صادق هدايت نوشته شده است. توسط گروه تئاتر "سحر" به شيوه سنتي و آييني با تركيبي از تئاتر صحنه و نقالي اجرا ميشود. در اين نمايش بخشي از بازيگران سابق لاله زار، كاظم افرندنيا، حسين شهاب، منوچهر افسري، زري برومند، هوشنگ ديباييان، پدرام نوري، داريوش شاعري، مريم اسديان، سيروس رهنما به ايفاي نقش ميپردازند. "ميرمسلم پيام" به عنوان آهنگساز و "محمو‌د استاد محمد" به عنوان مشاور و كارگردان "پرويز سهيل" را در اجراي اين نمايش ياري ميكنند و هم چنين كار دكور اين نمايش به عهده ي هوشنگ كاشي لو ميباشد.

"داش آكل" داستان زندگي مردي است در شيراز كه قيم خانواده اي ميشود. او ناگهان و به طور اتفاقي با مرجان، دختر خانواده روبرو ميشود و دلباخته او ميگردد. . .

 

بهرام بيضايي در جستجوي نوجوان!

بهرام بيضايي درباره اجراي نمايش "افرا" كه مدتها بحث شروع تمرين آن های است، ميگويد: در نمايشنامه شخصيت پسري 12ــ10 ساله را داريم كه براي انتخاب بازيگر آن مشكل پيدا كرديم. ما از اين حيث كمبود بازيگر داريم. اين نقش را كسي بايد ايفا كند كه فكر و ذهن او معطوف به نقش و بازي اش باشد. ولي در اين سن بچه ها مشغول تحصيل هستند و نميتوانيم كسي را پيدا كنيم كه تمامي وقت خود را در اختيار اين كار قرار دهد. سعي خود را خواهم كرد تا پايان پاييز يا زمستان بازيگر خود را انتخاب كنم و كار را شروع كنم. اما اگر موفق به اين كار نشوم نمايشنامه را تغيير ميدهم و تا اواخر زمستان تمرين را آغاز خواهم كرد.

در ضمن بهرام بيضايي تدوين فيلم تئاتر "شب هزار و يكم" را شروع کرده که تاكنون نيمي از مونتاژ اين فيلم تئاتر را به پايان رسانده است.

 

اين سوي مرز

درگذشت كارگردان تئاتر فرانسه

"مارتين فيلدمن" كارگردان تئاتر و مدير تئاتر "اسكاليه دور" شهر پاريس در سن 50 سالگي در پي ابتلا به بيماري سرطان كبد درگذشت. به گزارش شبكه تلويزيوني كانال 2 فرانسه، مارتين فيلدمن پس از خاتمه تحصيلاتش در رشته فلسفه به هنر تئاتر علاقمند شد و از سالهاي دهه 1980 به هنر تئاتر روي آورد. مارتين فيلدمن در كارگرداني تئاتر از يك نبوغ ذاتي برخوردار بود. او بويژه با "پير اوليويه اسكوتو" نمايشنامه نويس و بازيگر تئاتر همكاري داشت. از جمله نمايشنامه هاي مشهور فرانسه كه "مارتين فيلدمن" كارگرداني آنها را به عهده داشت و اغلب آنها را در تئاتر "اسكاليه دور" روي صحنه برد ميتوان به "آسمان خودخواه است" ، "دبيرستاني"، "زمان دوستان" ، "برنده و بازنده" و "رنج مادر" اشاره كرد. مارتين فيلدمن در عين حال چندين نمايشنامه از جمله "خاطره خوش"، "چارچوب" و "برادران قلابي" را نوشته بود.

 

يدي شيراندامي درگذشت!

يدالله شيراندامي بازيگر قديمي تئاتر و سينماي قبل از انقلاب پس از مدتها بيماري در لس آنجلس درگذشت. وي در آرامگاه هنرمندان هاليوود به خاك سپرده شد. او كه در هنگام مرگ 69 سال داشت، فعاليتهاي هنري خود را همراه با برادر بزرگتر "ولي شيراندامي" با ايفاي نقش در تئاترهاي دهه سي در تهران آغاز كرد. وي در چندين نمايشنامه به همراه گروه اسكويي ها بازي كرد. در نمايشهايي چون "اتللو"، "اتوبوسي به نام هوس"، "هياهوي بسيار براي هيچ" و . . . بعدها به سينما رو كرد و در فيلمهاي "حسن كچل"، "نبرد غولها" ، "تنها مرد محله"، "نواب"، "گذر اكبر"، "جهنم به اضافه من"، "روسياه" و  . . . بازي کرد. او بعد از انقلاب به تئاتر لاله زار روي آورد و سعي كرد كه از اين طريق فعاليت داشته باشد و براي مدت محدودي هم به همراه زنده ياد هادي اسلامي و سعيد‌ اويسي و عنايت شفيعي سينما و تئاتر البرز را كرايه كردند كه به صورت حرفه اي تئاتر اجرا كنند (روزي 5 سانس) كه متاسفانه با كارشكني هاي آن زمان ارشاد موفق نشدند، و با ضرر سالن را پس دادند و بعد از آن به آمريكا مهاجرت كرد و در آنجا به زندگي مشغول شد، سرانجام  با بيماري كه مدتها  گريبانگيرش بود در لس آنجلس درگذشت.

يادش گرامي و خانواده اش در سلامت باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

Home | News | Politic | EditorialsCommunity | One Minute | Links | Photo gallery | Classifieds | Contact

© 1995 - 2004 Interlink Network Solution. All rights reserved.