|
"مسلم منصوري" و سينماي زيرزميني ايران!
حسين افصحي ـ
تورنتو
h.afsahi@gmx.net
tds_afsahi@yahoo.com
فيلمهايي مثل "مارمولك" را ميسازند تا آن نفرت مردم از آخوند
را به جوك و خنده تبديل كنند و تعديل اش كنند، و آن خشم را از
آنها بگيرند، و در انتها هم يك آدم سراپا خلاف با لباس آخوند
به رهايي ميرسد
در فيلم "مارمولك" ميگويد: "اهلي كردن يعني ايجاد علاقه كردن."
يعني اين فيلم ميخواهد مردم را نسبت به آخوند علاقمند و اهلي
كند
سينماي زيرزميني حاصل سانسور و خفقان موجود در جايگاه زندگي
هنرمند است وقتي كه شما ميخواهيد عريان زندگي مردم، فقرشان و
دردهايشان را نشان بدهيد و نگذارند چاره اي نيست جز
مخفيانه فيلم ساختن، كاري كه "يلماز گوني" در تركيه ميكرد و يا
. . . بله، "مسلم منصوري" جوان متولد شده در سالهاي قيام خونين
15 خرداد، و درس خوانده در دوران انقلاب اسلامي و تجربه گر
سينما بعد از جنگ چاره اي جز مخفي كار كردن نميبينند.
تصويربرداري اش را ميكند، مخفيانه از ايران خارج ميكند و در
خارج از كشور مونتاژ ميكند و با امكانات ناچيز به نمايش
ميگذارد. مشتاقان فستيوال هاي بين المللي كه براي فيلمهاي
دولتي سر و دست ميشكنند به ديدن اين فيلمها نميآيند، چون امكان
دارد كه گربه شاخشان بزند. "مسلم منصوري" مبتكر اين گونه سينما
در خارج از ايران است.
"مسلم منصوري" و كارهايش
مسلم منصوري متولد سال 1342 در "سنگ سر" است. در سال 1359 به
جرم عقايدش دستگير و به مدت دو سال زنداني ميشود. (از 17 سالگي
تا 19 سالگي). بعد از زندان به ادامه تحصيل ميپردازد و فعاليتش
را در مجلات سينمايي ايران از سال 1370 آغاز كرده و كتابي نيز
تحت عنوان "سينما و ادبيات" منتشر ميكند. در همين سال مشغول
تحصيل در دانشكده ي هنر دانشگاه آزاد ميشود.
"مسلم منصوري" در فاصله ي سالهاي 1377 ــ 1373 به بهانه ي
كارهاي رسانه اي موفق به ساخت 8 فيلم مستند در ارتباط با وضعيت
زندگي مردم ايران و دور از كنترل رژيم و به شكل مخفيانه شد.
"مسلم منصوري" در سال 1999 به آمريكا آمد و پناهندگي سياسي
گرفت و مقيم آمريكا شد.
فيلم شناسي "مسلم منصوري"
1ــ كلوز آپ، لانگ شات:
درباره زندگي حسين سبزيان است.
حسين سبزيان فردي است كه همواره به هنر سينما عشق ورزيده و در
واقع همه زندگي اش را وقف واقعيت بخشيدن به آمال و اهداف خود
در رابطه با هنر فيلم و سينما كرده است. ولي با اين وجود، در
شرايط موجود در ايران هرگز اين فرصت را نيافت تا در عرصه ي
سينما به اهداف واقعي خود دست پيدا كند.
2ــ شاملو شاعر آزادي:
اين فيلم در رابطه با زندگي زنده ياد "احمد شاملو" شاعر
جاودانه ايراني ساخته شده است.
فيلم "شاملو شاعر آزادي" مورد تحسين بخش مطالعات خاورميانه ي
دانشگاه نيويورك، دانشكده ي ادبيات هاروارد و همچنين دانشگاه
بركلي كاليفرنيا در آمريكا قرار گرفته است.
3ــ محاكمه:
داستان محاكمه يك گروه فيلمسازي است.
محاكمه: يك گروه فيلم سازي هشت ميلي متري در ايران كه به ساخت
يك فيلم كوتاه، بدون اجازه ي مراجع رسمي كشور (بدون صدور مجوز
رسمي از وزارت ارشاد اسلامي) دست زدند و جمهوري اسلامي تحت
قوانين سانسور آنها را به خاطر ساخت بدون مجوز فيلم، محاكمه،
محكوم و روانه ي زندان ميكند.
فيلم محاكمه در فستيوال معروف فيلم رابرت دنيرو به نام
فستيوال تربيكا در نيويورك موفق به دريافت جايزه ي اول
فيلمهاي مستند در اين جشنواره شد. اين فيلم همچنين مورد تحسين
فيلمساز معروف آمريكايي مايكل مور قرار گرفته و از كانال يك
تلويزيون سوئد پخش شده است. علاوه بر آن از طرف جشنواره هاي
فيلم در شيكاگو، اتريش، دانمارك، هلند، يونان، سوئد، كره
جنوبي، مكزيك، فرانسه و مونتريال دعوت به نمايش شده است.
4ــ گورنبشته:
درباره ي وضعيت زندگي زنان تن فروش در ايران است.
اين فيلم به مصاحبه با زنان و دختران تن فروش پرداخته و از
آنها در مورد زندگيشان و اينكه چگونه به تن فروشي كشانده شده
اند ميپرسد و اين زنان با شجاعت تمام به تشريح وضعيت زندگي خود
پرداخته و توضيح ميدهند. اين مادران، فرزندان، مادران مجرد،
دانش آموزان دختر، زنان همسردار تشريح ميكنند كه چگونه براي
امرار معاش و از درد بي پولي و فقر و بيكاري براي تهيه غذا و
پول تحصيل فرزندانشان و يا داروي مادرشان مجبورند در خيابانها
قدم زده و سوار ماشين خريداران جان و احساس اين درماندگان
بشوند و هر خطري را به جان بخرند تا قادر باشند كه آخر روز با
دستي نه خالي، به آغوش خانواده برگردند. در يكي از مصاحبه ها
زني تشريح ميكند كه براي گرفتن حضانت بچه اش به نزد قاضي رفته
و با التماس به وي گفته كه: "حاج آقا من كنيز در خونه ات هستم،
من كلفتي خونه ات را ميكنم، ولي حضانت بچه ام را بهم بده." و
قاضي به وي رو كرده با خنده ميگويد: من كلفت و كنيز نميخواهم،
"خانم" ميخواهم و. . .
5ــ اتوپيا:
درباره زندگي جنگ زدگان است.
اين فيلم بويژه به زندگي زنان جنگ زده در تهران و معضلات زندگي
آنان بعد از گذشت سالها از پايان جنگ ايران و عراق ميپردازد.
فيلم اتوپيا زندگي خانواده هاي جنگ زده است كه از شهرهاي جنوب
كشور به هنگام جنگ با عراق به تهران و حومه آمده و در
ساختمانهاي مخروبه مشغول به زندگي شده اند و تا اين تاريخ هيچ
احدي به دادشان نرسيده است. اين فيلم به مصاحبه با اين خانواده
ها پرداخته و از شرايط زندگي آنها، درد و رنجشان، اذيت و
آزارشان توسط پاسداران اسلامي، رسيدگي نكردن به وضعيتشان پس از
گذشت ساليان سال در پايان جنگ و غيره جويا شده. حقايق مطرح شده
در اين فيلم و يأس و نااميدي و آرزوي مرگ توسط دختران جوان و
بيهوده زندگي كردن دختران 10،12 ساله انسان را به تفكر و
گريستن در درون واميدارد.
6ــ سياهي لشكر:
در مورد افرادي است كه در ساخت يك فيلم از آنها به عنوان افراد
حاشيه اي و به اصطلاح سياهي لشكر استفاده ميشود.
7ــ بچه براي فروش:
درباره تجارت و خريد و فروش كودكان در ايران تهيه شده است.
8ــ تبعيد در خانه:
كه درباره ي خاطرات زندانيان سياسي است كه در زندانهاي رژيم
محبوس بوده اند و همچنان در ايران زندگي ميكنند.
9ــ ديزالو:
كه در سال 1376 در پاريس ساخته است.
10ــ هنرمندان در تبعيد:
اين فيلم به زندگي هنرمندان در تبعيد ميپردازد. كه منصوري در
حال ساختن آن ميباشد.
"مسلم منصوري" در تمامي فيلم هايش به مسئله انسان و دردهايش
ميپردازد، به انسان و مصيبت هاي او، به درد و رنج، فقر و
بيكاري، نداري و بي پولي، عدم امنيت و هزاران مشكل ديگر مردم
ايران. بله مردم واقعي ايران كه محتاج نان شب و حداقل قرص
آسپرين براي تسكين دردهايشان هستند. "مسلم منصوري" اعتقادي به
"هنر" از سياست جداست، ندارد و با اين واژه زيرآبي نميرود بلكه
مجموعه كارهاي هنري او از وضعيت سياسي مردم ايران الهام
ميگيرد.
"مسلم منصوري" در حال حاضر مشغول راه اندازي "سينماي زيرزميني
ايران" است كه بتوانند فيلمهايي را در ايران تهيه كرده و
فيلمبرداري كنند و در خارج مونتاژ كرده و آماده نمايش نمايند و
همچنين در ايران بتوانند سينماهاي زيرزميني داير كرده تا
بتوانند اين فيلمها را نمايش دهند.
"مسلم منصوري" در 16 اكتبر مهمان شهر تورنتو بود. سازمان زنان
8 مارس (ايراني ــ افغانستاني) امكاناتي فراهم آوردند تا
بتوانيم فيلمهاي گورنبشته، اتوپيا و محاكمه را از سري فيلمهاي
زيرزميني ايران ببينيم. عليرغم تبليغات نه چندان زياد براي اين
فيلمهاــ سالن نمايش فيلم تقريبا پر بود و اين فيلمها مورد
استقبال همگان قرار گرفت. بعد از نمايش اين فيلمها در همان شب
فرصتي پيش آمد تا با "مسلم منصوري" به صحبت نشسته و راجع به
سينماي زيرزميني ايران و جشنواره و . . . تبادل نظر كنيم. حاصل
اين گپ شبانه را در زير ميخوانيد. با تشكر از سازمان زنان هشت
مارس كه امكان اين ديدار را فراهم كردند.
آقاي منصوري با تعريفي از سينماي زيرزميني صحبت هايمان را آغاز
كنيم. تعريف شما از سينماي زيرزميني چيست؟
ــ سينماي زيرزميني تصويركننده زندگي واقعي و عريان مردم است،
برعكس سينماي رسمي حكومتي كه ميكوشد همه چيز را مخفي كند.
سينماي زيرزميني فقط گوشه اي از فقر و ناهنجاريهاي موجود در
جامعه را تصوير نميكند، بلكه به منشاء اين فقر و ناهنجاري شليك
ميكند. صداي اعتراض مردم تحت ستم و مطالبات آنان را بيان
ميكند.
ميتوانيد كمي واضح تر و با مثال صحبت كنيد؟
ــ مثلا مسئله تن فروشي در ايران، در بعضي از فيلمهاي رسمي هم
راجع به تن فروشي كه گناه است صحبت ميشود. ولي من در فيلم
گورنبشته به ريشه ميپردازم كه بسياري از باندهاي حكومتي به
تجارت سكس روي آورده اند، چون سود سرشاري دارد و احتياج به
سرمايه گذاري هم ندارد زيرا كه سرمايه اش "تن انسان" و غارت تن
انسان است و هم اكنون به بازار سكس جهاني از ايران صادر ميشود
به كشورهاي دبي و بعد اروپا كه در اين قضيه خود باندها و سران
حكومتي راس قضيه هستند.
سينماي زيرزميني چه اهدافي را دنبال ميكند؟
ــ ببينيد سينماي زيرزميني چندين هدف را دنبال ميكند؛ اولا
نميآيد فقط بگويد كه مردم بدبخت هستند و نياز به صندوق خيريه
آقاي بازاري هاي اينجا دارند. مثلا در رابطه با فيلم كودكان،
رابطه كودكان قرباني خياباني را با حساب جاري رفسنجاني ها نشان
ميدهد و در كنارش اعتراضات و مبارزات مردم را نشان ميدهد.
سينماي زيرزميني موضوع ديگري كه دنبال ميكند، آن جنبشي ست كه
در ايران جاري ست، جنبش كارگري كه با خود كارگران صحبت ميشه،
راجع به مشكلاتشان، راجع به مطالبتشان و چگونه ميشه كه متشكل
بشوند. و يا فيلمي راجع به جنبش معلمان، با خود معلمان، صحبت
بشه، دانشجويان، با خود دانشجويان حرف زده بشه و اينكه رو كنيم
كه چگونه رژيم جريانهاي قلابي ميسازد، اپوزيسيون قلابي راه
مياندازه و سعي ميكنه كه جريانات واقعي جامعه و مبارزه مردم را
به نابودي بكشاند.
اين موضوع هايي ست كه در سينماي زيرزميني دنبال ميكنيم و در
كنارش يك سري بحثها و آگاهي هايي است كه لازم است در جامعه
دنبال شود. همان بحثهايي كه در راديو و تلويزيونهاي داخلي و
فارسي زبان خارج از كشور سعي ميكنند به هيچ وجه به ميان نيايد.
پس سينماي عريان ــ كه همه چيز از زبان خود مردم مطرح ميشود ــ
يعني سينمايي كه انتقال دهنده حرفهاي مردم است؟
ــ بله در حقيقت بحثهاي واقعي از زبان خود مردم، مردم زحمتكش
و تحت ستم ايران. بله بايد از زبان خود آنها بشنويم و بدانيم
كه آن مردم در آينده چه چيزي ميخواهند. آنها بهداشت و درمان
رايگان ميخواهند، ميخواهند بيمه باشند، ميخواهند حقوق كودكان
شناخته شود، حقوق بيكاري داشته باشند و محيط و شرايط زيستي
داشته باشند كه حق اش ميباشد. در حقيقت دوربين سينما با مجموعه
مبارزاتي كه در جامعه هست، هم سو ميشود تا جامعه از اين مرحله
رد شود و به يك سري خواسته ها و حكومت انساني برسد.
هدف ديگري هم هست؟
ــ در حقيقت افشاي سينماي رسمي و حكومتي. ببينيد رژيم با
سركوب، سانسور و با ايجاد جنجال ها و مسيرهاي انحرافي چه در
عرصه هنر و چه در ديگر زمينه هاي اجتماعي تلاش ميكند نيروي
اعتراضي جامعه را به هدر داده و از تشكل يابي آن جلوگيري كند.
و براي تمامي مبارزات اجتماعي و سياسي مردم بدل سازي ميكند.
نميتواند فقر عمومي، تن فروشي، بچه فروشي و تباهي هايي كه بر
جامعه حاكم است پنهان كند، پس خود در نقش منتقد ظاهر ميشود و
به عملكرد خودش معترض ميشود.
مثل فيلمي كه "ده نمكي" ساخته است؟
ــ بله، با اين شيوه اعتراضات اجتماعي را تحت كنترل گرفته و
چشم انداز تغيير و تحول را از درون خود حكومت به جامعه نشان
ميدهد. هم نقش چپاولگر را دارد و هم نقش مخالف چپاولگر را بازي
ميكند.
مثل فيلم "آواز قو" و يا . . .
ــ بله جلادي است كه همزمان نقش وكيل مدافع قرباني را نيز بازي
ميكند. مثل خود حكومت، هم جامعه را به تباهي ميكشاند، و هم
براي جامعه نسخه تجويز ميكند كه با چه شيوه اي به درمان تباهي
بپردازد. مثلا پسران رفسنجاني تجارت مواد مخدر ميكنند، دخترش
كانون كمك به معتادان براي ترك اعتياد راه مياندازد. رژيمي
سراسر ضدحقوق بشري است ولي در زمينه ي حقوق بشر از دستگاه ضد
بشري خود چهره هايي به عنوان مدافع حقوق بشر براي جامعه علم
ميكند.
به هر حال سينماي زيرزميني با اين مسائل و مشكلات دست و پنجه
نرم ميكند.
آقاي منصوري نظرتان راجع به سينماي رسمي و يا سينماي حكومتي
چيست؟
ــ عليرغم تمام تبليغاتي كه براي فيلمسازان دولتي انجام ميشود
و عليرغم تمام زد و بندهاي بين المللي كه صورت ميگيرد و تمام
دستگاههاي رسانه اي و تبليغاتي كه در داخل و خارج از كشور در
اختيار دارد نتوانسته اند كه در ميان مردم جايي براي خود باز
كنند.
فيلمهاي جمهوري اسلامي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ــ فيلمهاي جمهوري اسلامي، در دوره هاي مختلف براساس سياست و
نيازي كه رژيم داشته حركت كرده. دوره اي كه رژيم مشغول جنگيدن
است و در داخل هم سركوب ميكند پس نيازمند فيلمهاي ايدئولوژيك
ميباشد. ميبينيم كه 90 درصد فيلمهاي اين دوره تا دوره جنگ
ايران و عراق، مستقيما تبليغ جنگ و افكار رژيم است. فيلمهاي
خانوادگي هم، همان درسهاي آخوندهاي بالاي منبر است و اكثر
شخصيتهاي مثبت در فيلمها، آدمهاي مومني هستند كه آخوندها در
منبر تاييد ميكنند، شخصيتهاي منفي فيلمها، همان آدمهاي بدي
هستند كه آخوندها تعريف ميكنند. حتي اگر قرار است يك فيلم
تاريخي هم ساخته شود، اگر مثلا به هزار سال پيش هم مربوط باشد،
باز شخصيت مثبت اش ويژگي يك حزب اللهي را دارد.
اما دوره بعد از جنگ تغييرات بسياري ميكند.
ــ بله بعد از جنگ، رفسنجاني ميخواهد از انزواي بين المللي
خارج شود، رژيم ميخواهد رابطه اش را با خارج گسترش دهد و
كشورهاي غربي هم دنبال ابزاري ميگردند تا با رژيم جمهوري
اسلامي روابط رسمي برقرار كنند، آن هم براي غارت و چپاول منابع
طبيعي ايران. پس فيلمهايي كه در اين دوره ساخته ميشود، اكثر
فيلمهايي هستند كه خارج از مسائل انساني جامعه است. فيلمهايي
هستند كه همه در جامعه با هم خيلي خوب و مهربانند و پر از
تفاهم انساني. اگر يك بچه اي مشكل دارد، همه بسيج ميشوند كه
مشكل او را حل كنند. و همه در تفاهم و مهرباني به سر ميبرند
ولي نهادهاي اصلي دولتي سر جايشان عمل ميكنند. در واقعيت اگر
كسي برود بيمارستان به همراهانشان ميگويند تا 100 هزار تومان
واريز نكني بهش آمپول نميزنند، ولي در فيلمها ميبينيم كه آدم
بدبختي به بيمارستان آمده و به دكتر تلفن ميزنند و نيمه شب از
خانه به بيمارستان ميآيد كه بيمار تازه رسيده را معاينه كند.
يك دوره اي براي اينكه احساس تماشاگر را برانگيزند، از كودكان
بيشتر استفاده ميكنند، ولي اين مرحله تا 3ــ2 سال اول دوره اول
خاتمي ادامه دارد ولي واقعيت ها خيلي با اين مسائل فاصله دارد.
اگر به تيتراژ فيلمهايي كه در ايران ساخته ميشود نگاه كنيد،
متوجه ميشويد كه هزينه آنها را دفتر آقاي خامنه اي تامين
ميكند، بدين صورت تهيه كننده يا سازمان تبليغات اسلامي است و
يا بنياد فارابي و يا شبكه دوم تلويزيون كه هر سه مسلما بودجه
شان از دفتر خامنه اي تامين ميشود. و اين فيلمها دو كار انجام
ميدهند و همه فيلمهايي كه در ايران ساخته ميشود دو وجه مشترك
دارند.
يك به مشكلاتي ميپردازند كه امروز ديگر در جامعه معني ندارد و
مشكلاتي را مطرح ميكنند كه شايد 40 سال پيش در جامعه وجود
داشت، ولي امروز وجود ندارد و يا كمرنگ است.
خب چرا اين كار را ميكنند؟
ــ براي اينكه ذهنيت جامعه را از مشكل روز به جاي ديگري منحرف
كنند.
ميتوانيد چند فيلم را نمونه نام ببريد؟
ــ بله. مثلا فيلم "دو زن" كه خيلي از جاها تشويقش كردند و حتي
در جرايد فمينيستي ازش بسيار به نيكي و انقلابي ياد كردند. در
اين فيلم، دو زن تصوير ميشود كه يكي شوهر خوبي گيرش ميآيد و
زندگي موفقي دارد و آن ديگري شوهر بدي دارد و نميگذارد كه درس
بخواند و شوهرش اذيتش ميكند و آنقدر رنج ميكشد كه اشك فمينيست
خارج از كشوري را درميآورد.
اما در واقعيت اگر شما جستجو كنيد در ايران از يك ميليون
خانواده به ندرت پيدا ميكنيد كه هنوز پدري با درس خواندن فرزند
مشكل داشته باشد ولي هزاران هزار دختر درس نميخوانند، چون
هزينه تحصيلي ندارند، هزاران هزار دختر ترك تحصيل ميكنند، چون
هزينه دانشگاهشان را ندارند. هزاران هزار زن "تن فروشي" ميكنند
تا بتوانند هزينه تحصيلي بچه هاشان را تامين كنند.
خوب كار دومي كه اين فيلمها ميكنند كدام است؟
ــ كار ديگري كه ميكنند اين است كه بار جنايت و ستم موجود را
از دوش حكومت برميدارند و به گردن جامعه مياندازند. در نهايت
اگر زني رنج ميكشد، مثلا به خاطر پدرش و برادرش ميباشد. مثل
فيلم "روزي كه زن شدم" ساخته همسر "مخملباف" يعني خانم مرضيه
مشكيني. كه در اين فيلم چون يك دختر به 9 سالگي ميرسد و از
ديدگاه اسلامي دختر بالغ شده است، پس خانواده نميگذارند كه
بيرون از خانه بازي كند. و اين فيلمها هم در خارج از كشور به
عنوان دفاع از حقوق كودكان و . . . مطرح ميشود. اما شما واقعا
اگر در روستاهاي ايران برويد، خانواده اي را پيدا نميكنيد كه
اجازه ندهد دختر 9 ساله اش بازي كند. اما هزاران هزار دختر
شلاق خورده اند كه روسري شان كمي پايين تر يا بالاتر بوده است.
و يا هزاران هزار دختر مورد توهين و تحقير قرار گرفتند فقط به
خاطر لباس اجباري و حجاب تحميلي و هزاران مسائل ديگر كه اصلا
راجع به آن صحبت نميشد.
شما فكر ميكنيد كه اين توليدات حكومتي يا هنر دولتي و يا
سينماي دولتي در خارج از كشور كه اين همه امكانات ديدن فيلم و
سينما و تئاتر هست چگونه جاي باز ميكند؟
ــ ببينيد از رژيم و هنرش كه سينما و ادبيات و . . . كه ابزار
مشخص حكومتي براي حل مسائل داخلي و بين المللي ميباشد انتظاري
نيست. ولي چيزي كه مطرح است، اين است كه جريانهايي كه مدعي
دمكراسي و آزادي هستند، مبلغ تمامي توليدات فرهنگ ارتجاعي رژيم
در خارج از كشور هستند. و هر چيزي كه رژيم در خارج از كشور
جلويشان پرت ميكند، توي روزنامه و مجله شان، تو راديو و
تلويزيونشان و . . . حلوا حلوا ميكنند. من يادم هست كه سه سال
پيش در مراسم اسكار ميخواستند از "اليا كازان" فيلمساز برجسته
هاليوود قدرداني شود، به خاطر اين مسئله مخالفتهاي بسياري شد و
خيلي ها هم حاضر نشدند كه در اين مراسم شركت كنند. چرا؟ چون
"اليا كازان" 30 سال قبل در جريان "مك ــ كارتيسم" دو تن از
رفيقهاي كمونيست اش را لو داده بود. و در تمام اين مدت او در
مجامع هنري بايكوت بوده است، و بعد از 30 سال كه به خاطر ارزش
كارهاي هنري اش ميخواهند از او قدرداني كنند، جلوي ساختمان
مراسم اسكار تظاهرات وسيعي صورت ميگيرد كه چرا به چنين
كارگرداني شما اسكار ميدهيد.
ولي در خارج از كشور به كارگردانهايي كه در آدم كشي دست
داشتند، جايزه ميدهند .
منظورتان چه كسي است؟
ــ ببينيد مجله "فيلم" در داخل ايران زماني كه تضادهاي دروني
بالا گرفته بود مطالبي را در سال پيش نوشته است كه من آن مطلب
را هنوز هم دارم. در اين مطلب "ضرغامي" معاون سينمايي قبلي
وزارت ارشاد اعلام كرده كه "احمدرضا درويش" از گشت ثارالله
بوده و فرماندهي كشتار زندانيان بيشماري را به عهده داشته است.
ولي همين آقا در برلين جايزه ميگيرد و همه در خارج كشور اين
جايزه را تبريك گفته و مبلغ فيلمهايش شده اند. 90 درصد روزنامه
هاي همين شهر به اين مطلب پرداخته اند كه فيلم "احمدرضا درويش"
جايزه برلين را به دست آورده است. به نظر من اين دستهايي است
كه به مردم و مبارزات مردم خيانت ميكند. اما تحت پوشش تمرين
دمكراسي، آنهم با جنايتكاران و براي اينكه بتوانند راه گم
كنند. هم همكار تظاهرات شهيدند و هم عصاي زيربغل جلادند. براي
كشتار زندانيان سال 67 مراسم ميگيرند، ولي هم زمان براي
حجاريان يكي از عاملان كشتار برنامه ميگذارند و آنچنان درباره
اش سخنراني ميكنند، و اين درست همان چيزي است كه رژيم دارد با
آن نفس ميكشد.
آقاي منصوري قضيه اينكه فيلمي توقيف ميشود و بعد آزاد ميشود و
يا دوباره فيلمسازش مثلا خانم "ميلاني" به زندان ميرود، و دو
روز بعد آزاد ميشود چيست؟
ــ رژيم براي آشفته كردن فضاي هنري پيرامون فيلمي جنجال ايجاد
ميكند، يك آخوند عليه فيلمي موضع ميگيرد و براي سازنده آن
تقاضاي اعدام ميكند. يك آخوند از فيلم تعريف و تمجيد ميكند. يك
وزير حكومتي خواستار توقيف فيلم ميشود، يك وزير در نقش مدافع
آزادي بيان ظاهر ميشود و همه اينها براي منحرف كردن افكار مردم
است.
آيا در اين زمينه موفق بوده است؟ نظرتان راجع به فيلم جنجال
برانگيز "مارمولك" چيست؟ فيلمي كه پر سر و صداترين و پرفروش
ترين فيلم شد؟
ــ عليرغم تمام تلاشهايي كه رژيم ميكند و تمام دستهاي خيانت
باري كه تحت پوششهاي مختلف تبليغاتي با اهداف فرهنگي و هنري به
رژيم خدمت ميكنند، ولي رژيم نتوانسته است كه خشم و نفرت را از
جامعه بگيرد. فيلمهايي مثل "مارمولك" را ميسازند تا آن نفرت
مردم از آخوند را به جوك و خنده تبديل كنند و تعديل اش كنند، و
آن خشم را از آنها بگيرند، و در انتها هم يك آدم سراپا خلاف با
لباس آخوند به رهايي ميرسد و با جمله اي از ترجمه "احمد شاملو"
از كتاب "مسافر كوچولو" كه ميگويد: "اهلي كردن يعني ايجاد
علاقه كردن." يعني اين فيلم ميخواهد مردم را نسبت به آخوند
علاقمند و اهلي كند. هر چند كه اين فيلم به وسيله تمام دستهاي
خيانت بار رژيم در خارج از كشور، تحت عنوان يك فيلم انقلابي
تبليغ شده است، ولي كارگردان فيلم، "كمال تبريزي" حزب اللهي
است و حتي در جريانات دوم خرداد هم حاضر نشد كه خاتمي چي بشود
و در جناح ديگر بود و هميشه در مصاحبه هايش گفته و ميگويد: "من
پيرو صحبت هاي مقام معظم رهبري فيلم ميسازم."
آيا اين فيلم در ايران موفق بوده است كه اهدافش را پياده كند؟
ــ نخير، عليرغم تمام تلاشها و كوششهايي كه دستگاههاي خيانت
باري كه در خدمت رژيم است، نتوانسته است كه خشم مردم را از
آنها بگيرد. شما كمتر جامعه اي در سطح جهاني پيدا ميكنيد كه
مردم تا اين حد از نظام و حكومتش متنفر باشند و اين نفرت را
بشود، در كوچه، تاكسي، بقالي و . . . ديد. و با هر نقشي رژيم
نتوانسته است كه شيوه مبارزه مردم را تغيير دهد.
خوب صحبت ديگري اگر نداريد به سئوال پاياني بپردازيم.
ــ اجازه بدهيد اين را هم بگويم كه مثلا دو ماه پيش دختر 16
ساله اي را در نكاء اعدام كردند و قاضي براي شرعي كردن كارش از
مردم امضاء جمع ميكرد كه بنويسند اين دختر فاسد و فاحشه است. و
پدر دختر هم در حال امضا جمع كردن ميباشد كه بگويد اين گونه
نيست و اين دختر بچه است و به سن قانوني نرسيده است. حال اگر
بر فرض محال قرار باشد كه از اين موضوع فيلم بسازند، بدين
گونه مطرح ميكنند كه اين پدر است كه مقصر است و قاضي او را
نصيحت ميكند كه به راه راست بيايد و او پدر است كه از مردم
ميخواهد امضاء جمع كنند كه دختر او فاسد است.
آقاي منصوري براي آخرين سئوال ممكن است بفرماييد كه هدفتان از
برگزاري اين جلسات نمايش فيلم تحت عنوان سينماي زيرزميني چيست؟
ــ با برگزاري اين جلسات و جلب پشتيباني از هموطنان و هنرمندان
ساير كشورها براي رشد سينما و هنر زيرزميني در ايران، ميتوان
سينماي زيرزميني را به عنوان يك الگو مقابل سينما و هنر رسمي
رژيم مطرح كرد و از آن حمايت كرد. سينماي زيرزميني نيازمند
حمايت است و من اين جلسات را برگزار ميكنم و شهر به شهر و كشور
به كشور ميروم. از نزديك با مردم صحبت ميكنم و از آنها كمك
ميگيرم. و از همه شان ميخواهم كه اگر ضرورت هنر و سينماي
زيرزميني را در ايران ميبينند، پشت اين جريان قرار بگيرند و در
تمامي زمينه ها به كمكشان نياز است.
من در اين امر روي كمك تك تك هموطنانمان حساب ميكنم، چون هيچ
كمك ديگري برايم وجود ندارد. هر كمكي از قبيل ترجمه ــ
دستگاههاي بين المللي ــ سازمانهاي حقوق بشري ــ سازمان زنان و
سازمانهايي كه بشود بحثها را در ميان آنها برد و نظر آنها را
متوجه ايران كرد و مهمترين قضيه اين كه، بچه هايي كه دارند در
ايران اين فيلمها را تهيه و فيلمبرداري ميكنند، بچه هايي زحمت
كش هستند و نيازمند هزينه هاي زندگي شان ميباشند و ما بايد
اين هزينه ها را تامين كنيم. و در تمامي اين زمينه ها هر كسي
هر پيشنهادي داشته باشد خوشحال ميشوم در اختيارم قرار بگيرد.
با تشكر از شما آقاي منصوري و با آرزوي موفقيت براي شما و تمام
يارانتان در سينماي زيرزميني.
ــ من هم ممنون از شما هستم و بايد در خاتمه اضافه كنم كه من
اميدوار به كمك تك تك هموطنانم ميباشم.
|