|
گفت وگو با رضا چايچى شاعر
اگر در قرن نوزده به دنيا آمده بودم آدم خوشبخت تري
بودم!
تكنولوژي و صنعت، رفتار ما را تحت الشعاع قرار داده
است
گفت
وگو:
عباس صفارى
رضا چايچي از چهره هاي شاخص و اثرگذار شعر بعد از انقلاب محسوب
مي شود. او از مباحث و نظريات نويني كه پيرامون شعر عرضه مي
شوند فراوان سود برده است بي آنكه به دام نوآوري هاي افراطي و
شهرت طلبانه افتاده باشد. پيش از اين سه مجموعه از سروده هاي
او به چاپ رسيده است. اخيراً نيز آخرين مجموعه شعرش به نام
«بوي اندام سيب» از طرف نشر ثالث به بازار آمده است. طي ده سال
گذشته چايچي گفت و گوهاي بسياري با چهره هاي مطرح شعر امروز
ايران براي نشريات مختلف انجام داده است. انتشارات آرويج به
تازگي مجموعه اي از اين گفتگوها را به نام «دامي براي صيد پاره
ابر» انتشار داده است. در سفري كه تابستان گذشته به تهران
داشتم فرصتي دست داد تا گفتگوي كوتاهي با او داشته باشم درباره
آخرين مجموعه شعرش.
در يك نگاه سريع به اين مجموعه، فضاي نوستالژيك آن در درجه ي
اول جلب توجه مي كند كه در كارهاي پيشين شما كم سابقه نيست اما
در مقايسه با كارهايي كه تا به حال عرضه كرده ايد اشعار
بلندتري در اين مجموعه به چاپ رسيده است. به نظر خودتان چه فرق
عمده اى اين مجموعه دارد با كتابهاى ديگرتان.
من در كارهاي قبلي ام يك آتمسفر و فضاي خاصي را پياده كرده ام
كه در آن بتوانم دست كم يك ضربه به خواننده بزنم. به همين دليل
آن شعرها كوتاه تر از كار درآمده اند ولي اشعار مجموعه ي اخيرم
بيشتر ميل بر بلند بودن داشتند، در نتيجه فراز و نشيب هاي
گوناگوني را اين شعرها پشت سر گذاشته اند. احساس كرده ام كه
جهان پستي و بلندي هاي فراواني دارد. و از لحظه تولد تا مرگ
مراحل گوناگوني را مي گذراند. من در مقام يك شاعر به مرحله اي
رسيده بودم كه به تمامي اين مجموعه بايد مي پرداختم.
تعدادي از اشعار اين مجموعه مانند شعر ويراني و بذرها حس زوال
را به خواننده القا مي كند. در آن ها همه چيز در حال از دست
رفتن است، يا از دست رفته است. در جاهايي نيز حس افسوس به
گذشته، گيرم نه گذشته چندان نزديك. بگوئيم گذشته تاريخي، تبلور
پيدا مي كند. اين در كارهاي قبلي شما سابقه دارد يا نگاهي است
كه اخيراً به شعرتان راه يافته است.
اين حس كه شما به آن اشاره داريد در اشعار قبلي من هم بوده
است، اما در اشعار اخيرم تشديد پيدا كرده است. غبطه به گذشته
اي ويران شده و از دست رفته. نوستالژي جهان كودكي و تجربه هاي
نخستين. حس مي كنم امروز ديگر آن فضا و آن روابط وجود ندارد و
مسائل انساني كه در آن ادوار مطرح بوده در جامعه اي كه امروز
من در آن زندگي مي كنم جايش خالي است. شما درست تشخيص داده
ايد. اين حس در اين اشعار وجود دارد. اما مجموعاً همانطور كه
گفتم بيشتر سعي ام بر آن بوده تا حس هاي گوناگون و انديشه هاي
گوناگون را در هم ادغام كنم. چون به گمانم جهان مجموعه ايست از
احساس، عواطف و انديشه هاي آدمي. گاهي نوميد و گاهي اميدوار مي
شويم. زماني نيز شكست مي خوريم و شكستمان را حتا پيروزي
ميپنداريم. من كوشيده ام در اشعار اين مجموعه اين حس هاي
گوناگون را عليرغم تعارضي كه با هم دارند پياده كنم. همانطور
كه طبيعت را مجموعه اي از پديده هاي مختلف تشكيل مي دهد، عواطف
و احساسات ما نيز از اين تنوع و گوناگوني بهره برده اند.
تكثري كه پيش از شروع اين مصاحبه به آن اشاره كرديد آيا شامل
اين گوناگوني هم مي شود؟
بله، من سعي كرده ام تمام اينها را در شعر پياده كنم. ساختاري
كه براي آنها در نظر گرفته ام و نوع رفتاري كه با كلمات داشته
ام به همين نيت بوده است. آنچه برايم مهم بوده اينكه از يك
فضاي كوچك و دربسته فرار كرده و به يك فضاي بازتر و گسترده تري
برسم. سعي من در نهايت نگاه از يك منظر وسيع تر بوده است. براي
گذشتن از مجموعه هاي قبلي ام و رسيدن به مجموعه اخير از كليه
حالات و احساسات مختلفي كه هستي ما را از تولد تا مرگ تشكيل مي
دهند استفاده كرده ام.
ويژگي ديگري كه من در چند شعر از جمله «گفتگو» و «حاشيه هاي
ناپيداي شهر» به آن برخورد كرده ام وسوسه گذر زمان است. ما همه
به شكل طبيعي به گذرايي زمان و عمري كه به پايان مي رسد وقوف و
آگاهي داريم. اما به ندرت اتقاق مي افتد كه عميقاً آن را حس
كنيم. گاهي حوادث ناگوار يا ديدار دوستي كه سالها از او بي خبر
بوده ايم و در اين مدت عمري بر او گذشته است غافلگيرمان مي
كند. در اشعاري كه نام بردم اين حس آنقدر قوي و عميق است كه مي
توانم بگويم صداي پاي زماني را كه مي گذرد از لابه لاي سطرهاي
آنها مي توان شنيد. تجربه شما از زمان و بازتاب آن در شعرتان
چگونه بوده است؟
نگاه من به هستي به گونه ايست كه فكر مي كنم اگر در قرن نوزدهم
به دنيا آمده بودم آدم خوشبخت تري بودم. دنياي گذشته به گمانم
دنياي سالم تري بوده است. نوع روابط آدمها و نقشي كه عواطف و
احساسات در شكل گيري آنها داشته اند انساني تر و سالم تر بوده
است. ما هر چقدر از آن دوران فاصله مي گيريم و به جهان مدرن و
صنعتي نزديك تر مي شويم روابط انسانها تنزل پيدا كرده و مخدوش
مي شود. فوران ايدئولوژيها و تكنولوژيهاي گوناگون باعث شده كه
همه چيز از جمله رفتار ما تحت الشعاع تكنولوژي و صنعت قرار
بگيرد. اما من هر چقدر به عقب برمي گردم، به قرن هاي نوزدهم و
هجدهم و دوران تسلط فئوداليته كه مي رسم مي بينم روابط و
مناسبات مرغوب تري داشته اند. آسوده تر و آرام تر بوده. از
هواي پاكيزه تري برخوردار بوده اند و مقداري از عواطف آدمي
هنوز بكر و دست نخورده باقي مانده بوده است. چنين جهاني به
نظرم جهان زيباتري است نسبت به دنيايي كه ما در آن زندگي مي
كنيم.
اين مجموعه حاصل تجربه بيست سال شماست در مقام يك شاعر. دانش و
تجربه اي كه شما طي اين سالها كسب كرده اي در سرودن اين مجموعه
به ياري ات آمده است. مي توانم بگويم چه از لحاظ فرم و ساختار،
چه از لحاظ محتواي اشعار فاصله محسوسي با كارهاي گذشته ات
دارد. تحولي را هرچند نه راديكال در آن مي توان ديد. اين
دگرگوني با چه مشكلاتي همراه بوده است.
از زماني كه نخستين شعرم در سال 1366 به چاپ رسيد تاكنون
همواره بر اين باور بوده ام كه رسالت من حفظ فرهنگ و سنتي است
كه از نظر شعري پشت سر دارم. از آن بار مي بندم اما تقليد و
تكرارش نمي كنم. تلاشم اين بوده كه به فضاي تازه اي دست بيابم
كه بكر مانده باشد يا مطرح نشده باشد. فضايي كه به آن اشاره
دارم به مرور و با پشتوانه مطالعاتي كه داشته ام شكل گرفته
است. مطالعاتم بيشتر در زمينه هايي بوده است كه به نوعي به
ادبيات مربوط مي شده. مانند روانشناسي و فلسفه. اين فضا از
طريق همين مطالعات و تجربيات كشف شده و وسعت يافته است. با
همين دست آوردها در فاصله بيست سال شعر سروده ام و كوشيده ام
نگاهم را گسترش بدهم. اما زماني مي رسد كه شما حس مي كنيد
داريد خودتان را تكرار مي كنيد. هرچند كه منتقدان شعر شما را
بكر و متفاوت ارزيابي مي كنند. اما شما مي گوئيد ديگر كافي
است. من تا چه حد مي توانم خودم را تكرار كنم. اين است كه من
براي رسيدن به فضاي گسترده تري كوشش مي كردم و مطالعه يكي از
عوامل موثر بود. فكر مي كنم اگر مطالعه را جدي نمي گرفتم
احتمال داشت در همان چهارچوب گرفتار بمانم. اين شناخت بيشتر از
ادبيات و شعر بود كه مرا به مرزهاي تازه تري راهنمايي كرد و
توانستم از اين راه به زبان تازه اي برسم و رفتار ديگرگونه اي
با واژه ها داشته باشم. به زعم خودم حاصلش موفقيت آميز بوده
است. اما تمام عواملي كه به آن اشاره كردم در سرودن اشعار اين
دفتر موثر بوده است و در رأس آنها مطالعه بيشتر كه خلاقيت مرا
هميشه تحريك مي كند.
|