ادبيات

 

 

نگاهي به "گردن بند مقدس"، خاطرات دوران بازداشت

  نوشته مهرانگيز كار، نشر باران، استكهلم، سوئد، تلفن 8391 464 468

 

شهرنوش پارسي پور

 

مهرانگيز كار، حقوقدان، محقق و فعال برجسته دفاع از حقوق بشر كه صاحب تاليفات و تحقيقات بسيار با ارزشي ست، در اين كتاب ميكوشد مدت زماني را كه به دليل شركت در كنفرانس برلين در بازداشت جمهوري اسلامي به سر برده در معرض ديد خواننده بگذارد. البته حادثه كنفرانس برلين هنوز تازه است و همه از آن اطلاع دارند، اما از آنجايي كه ممكن است اين مقاله مدتها بعد نيز خوانده شود، شرح مختصري از آن به صورتي كه در ذهن اينجانب باقي مانده عرضه ميشود.

ظاهرا در اواخر زمستان سال 1378 يا آغاز بهار 1379 بود كه مهرانگيز كار به همراه گروهي از شخصيتهاي مذهبي، سياسي، مطبوعاتي، نويسنده و حقوقدان به برلين رفت تا در كنفرانسي كه بنا بود طي آن راجع به مسائل ايران گفت و گو شود شركت كند. اين كنفرانس در خانه "فرهنگ هاي جهان" وابسته به بنياد هاينريش بل انجام ميگرفت. در اطراف برخي از اين شركت كنندگان جنجال زيادي به پا شده بود. اكبر گنجي يكي از اين شخصيت هاي جنجال برانگيز بود. كتابهاي او كه در زمينه هاي مختلف به افشاي مهره هاي مهم حكومت جمهوري اسلامي و شناساندن عاملان قتلهاي زنجيره اي پرداخته بود، غوغاي زيادي در جامعه به راه انداخته بود. در عين حال توجه به اين نكته ضروري است كه با انتخاب آقاي خاتمي به عنوان رئيس جمهوري كه با آراي گسترده مردم به اين مقام رسيده بود، رويا يا توهم رسيدن به مرزهاي آزادي در ذهن همه مردم جوانه زده بود.

جلسات كنفرانس اما با حركات نسنجيده افرادي كه رفتاري كاملا غير مسئولانه داشتند متشنج شد. اين را ميدانيم كه بخش قابل ملاحظه اي از ايرانيان خارج از كشور كه وابسته به گروههاي مختلف سياسي بوده اند و بهترين اعضاي خود را در زندانهاي جمهوري اسلامي از دست داده اند كينه شديدي نسبت به اين جمهوري دارند. از ديگر سو بخشي از افراد نيز در فرنگ هستند و به طور دائم انتظار‌ دارند افرادي كه در داخل كشور هستند جمهوري را براندازند تا آنها بتوانند به كشور بازگردند. خلاصه بيرون گود ايستاده  اند و فرياد ميزنند لنگش كن. در چنين جوي بود كه اين كنفرانس افتتاح شد و از همان لحظه نخست مورد اعتراض شركت كنندگان قرار گرفت. فريادها و هاي و هوي بخشي از شركت كنندگان به گونه اي بود كه آن بخش از مردم كه علاقمند بود جريان كنفرانس را پي بگيرند خسته و عصبي شدند.

در اين ميانه زني با شورت و سينه بند، در حالي كه روسري به سر داشت تالار كنفرانس را دور زد. مرد ديگري برهنه شد تا جاي زخمهايي را روي بدنش نشان بدهد. از تمام اين مراسم فيلمبرداري شد. فيلمها همانند گزليكي در اختيار نيروي قضايي جمهوري اسلامي قرار گرفت و باعث شد هنگامي كه شركت كنندگان در كنفرانس به ايران بازگشتند دستگير شوند. كتاب مهرانگيز كار شرح اين ماجرا و در عين حال دوران بازجويي ست. بخش هايي از كتاب انسان را به راستي تكان ميدهد. اكبر گنجي در برلين از مهرانگيز كار درخواست ميكند كه به دليل حضور آقاي اشكوري كه روحاني ست حجاب روي سر خود بگذارد. كار اين توصيه را ميپذيرد. اما بعد آقاي اشكوري به او اعتراض ميكند و ميگويد مردم خود بايد براي پوشش خود تصميم بگيرند. در اين ميانه آقايي كه در ميانه جمعيت نشسته است فرياد ميزند: زنيكه روسري ات را بردار. اما بعد يكي از موارد‌ كيفرخواست مهرانگيز كار نداشتن حجاب اسلامي ست. انسان با خواندن اين نكات درهم و برهمي كه بر سر مردم ايران ميرود و در اين كتاب يك نمونه ي آن ارائه شده، به راستي درميماند كه چه بگويد.

مهرانگيز كار در تصوير دراماتيكي كه از فضاي بازداشتگاه به دست ميدهد ما را با خود به درون سلول زندان ميبرد. شرح بازجويي ها به راستي ناراحت كننده است. ما با همان پديده اي مواجه ميشويم كه طي اين سالها زنان را آزار داده است. زندگي كار از بيست و چهار سالگي او كه مشغول نوشتن و نگارش بوده به زير سئوال ميرود. كوشش غريبي انجام ميشود كه ارزش او را به هيچ تقليل دهند. البته بيرون كشيدن نكته اي كه دادگاه پسند باشد كار مشكلي بوده، شركت در هيچ كنفرانسي انسان را مهدورالدم نميكند. اما در زمانهاي بازجويي بارها به او ميگويند كه سبزهاي آلمان قصد سرنگوني جمهوري اسلامي را دارند. در نتيجه شركت او در كنفرانس گامي بوده كه او در جهت همكاري با دشمنان اسلام برداشته. در همين زمان است كه بيماري سرطان سينه نيز به او حمله ور ميشود. او چندين هفته در زير بازجويي ست و كم كم با فضاي بازداشتگاه آشنا ميشود. ياد ميگيرد كه چگونه زندانيان با يكديگر تماس برقرار ميكنند.

بخش قابل ملاحظه اي از كتاب مهرانگيز اختصاص به دو دخترش دارد. دختراني كه به شدت نگران مادر خود هستند. اين بخشهاي كتاب لحني بسيار رمانتيك دارند. اما اين از ارزش كتاب چيزي نميكاهد.

عاقبت مهرانگيز كار با پرداخت يك وثيقه پنجاه ميليون توماني از زندان آزاد ميشود. به دليل بيماري از كشور خارج ميشود. او تا همين جا را نوشته است، اما ما ميدانيم كه كمدي درام ادامه پيدا ميكند. اين بار سيامك پورزند همسر او دستگير ميشود. ظاهرا اين دستگيري بايد به اين جهت انجام شده باشد كه جلوي فعاليت مهرانگيز كار را در خارج از كشور بگيرند.

خواندن اين كتاب خواننده را با خود دوباره به سالهاي پر از اختناق 1360 تا 1368 ميكشاند. سالهايي كه بهاي انسان از خاك هم كمتر است. خواندن اين كتاب را به همه توصيه ميكنم. بويژه به آن كساني كه در كنفرانس برلين آن همه غوغا به راه انداختند، توصيه ميكنم كه بخوانند و ببينند چگونه ميتوانند آب به آسياب دشمن بريزند.

 

 

 

 

 

 

 

 


 

Home | News | Politic | EditorialsCommunity | One Minute | Links | Photo gallery | Classifieds | Contact

© 1995 - 2004 Interlink Network Solution. All rights reserved.