|

حسين زراسوند
hosseinzarasvand@yahoo.com
حالا شدي شكل خيلي ها
استخوان هاي خرد
پيكر خون آلود هنوز گرم
بيابان
و من گرده ات نبودم
و من بيابان ات نبودم
و من كورسوي ستاره ي آن شب بي كسي ات حتا نبودم
مرا صدا ميكردي
و استخوان ات خرد ميشد
مرا صدا ميكردي
و گرده ات تير ميكشيد
مرا صدا ميكردي
مرا كه سالهاست نبوده ام صدا ميكردي
مرا كه نيستم
آن اشباح شبيه
آن مشت ها
آن لگدها
آن اشباح شبيه
حالا شدي شكل خيلي ها
استخوان هاي خرد
پيكر خون آلود هنوز گرم
بيابان
2
سراغ برادرانم را از ستاره ميگيرم از ماه
سراغ خواهرانم را از ستاره ميگيرم از ماه
زبان سكوت خواهم آموخت
زبان ستاره
زبان ماه خواهم آموخت
تا مرگ شما رازي نباشد
تا دروغ عشق تان را پرده نباشد
چرا نگويم آخ . . .
چرا نگويم آخ . . .
من كه دل ام دود ميكند
من كه چشم نميبندم از هراس تجسم
چرا نگويم آخ . . .
دف در دفينه ي سينه ام دف ميزنند
دف ميزنند
و مادرانم در صفي سياه به سينه ميزنند
دف ميزنند
و خواهرانم در صفي سياه پل ميبرند
دف ميزنند
و برادرانم گره مشت به زير بغل نگاه خيس بر خاك
لب بر لب ميفشرند
و پدرانم خميده با نگاه بي آب مرده اند
دف ميزنم بيدار از خواب شما دف ميزنم
قلب شما را دف ميزنم
عشق شما را دف ميزنم
اي شما زبان آب
اي شما باران
اي شما زبان گياه
|