ادبيات

 

 

سفر به فسانه

حسن زرهي

 

گم كرده بودم صداي رساي مارساز را

در بارش بي امان جاز

 

گم كرده بودم

آواي آرام دريا را

در كوير كرانه هاي عمان

پر ستاره ترين شبهاي ساحل كودكي هايم را

گم كرده بودم

در انبوه خطوط خشن جغرافياي جهان

 

پدرم را

و مادرم را

گم كرده بودم

 

گم كرده بودم زمزمه ي تنبيره ي جواني ام را

كنيز را

كه باكره ترين برده ي كودكي هايم بود

گم كرده بودم

و عشوه هاي عزيز دخترعموهايم را

در دن دل انگيز ده ام

 

قاسم را

با "كندرهايش"

گم كرده بودم

و زهرا را

با قهقه هايش

گم كرده بودم

پيشو را

كه باباي زار بود

پيش از التيام زخم هايم

كوره راههاي كوچه ي دوستانم را

گم كرده بودم

در سياه دلي ي جاده هاي آسفالته

 

عباسو را

در خشم كور خور

گم كرده بودم

عبدي را

در تنگناي دره اي داغ و دور

 

عيسا را

در جدال شتر و موتور

گم كرده بودم

علي را

در گوشه ي گمشده اش

آن سوي جغرافياي جهان

 

خويشتن ام را گم كرده بودم

 

در اين دمي درنگ

زخمه ي ساز تو

روزني به روياست

و سفري به فسانه

از دريچه ي نازنين دل انگشتانت

تا انبوه گم شدگانم

تا خويشتنم 

 

 

از كناره هاي عمانم

 

از كناره هاي عمانم

و نامم حسن است.

لهجه ي مادريم را كه خيلي دوست ميداشتم

ديگر خوب نميدانم.

هر چند هنوز به مادرم ميگويم:

مما

و به خواهرم كه هرگز نداشتمش

خوهوكمي ــ خوهك خاسلكمي .

از كناره هاي عمانم

دهم را كه چالاكو نامش بود

و نخلستانمان را

كه نخلهاي بلند و باريكي داشت

خوب به خاطر دارم

 

 

 

از كناره هاي عمانم

در دهم كه بودم شبها را ميخوابيدم

و روزها يا مدرسه ميرفتم، يا نخلستان، يا دريا.

در كانادا شبها را بيدار ميمانم

و دلار جمع ميكنم تا جرج‌ پولدارتر شود

 

از كناره هاي عمانم

خانم "وركرم" ام ميگفت: كاش كارگر بودي‌

شاعري به درد نميخورد.

 

از كناره هاي عمانم

چهره ام شباهتي به هنديان دارد

و خلقياتم به بلوچها رفته است

زنم زحمت زندگي را ميكشد

و دخترهايم به لهجه هاي خوبي خارجي را صحبت ميكنند.

دوستي دارم كه غم هايم را به آواز ميخواند

و قلمي كه زبان دلم را نميداند.

 

از كناره هاي عمانم

مادرم هميشه ميگفت:

چه مرده در قبرستان، چه زنده در هندوستان

و پدرم به نخلها نگاه ميكرد

مادرم دوست داشت بداند تا كانادا چقدر راه است

و پدرم ميگفت:

تا آبادان خيلي راه است!

از كناره هاي عمانم

به مادرم ميگويم: مما

و به خواهرم كه هرگز نداشتمش

خوهوكمي ــ خوهك خاسلكمي

 

از مجموعه "دهل ها و آوازها"، چاپ 1377/1998

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

Home | News | Politic | EditorialsCommunity | One Minute | Links | Photo gallery | Classifieds | Contact

© 1995 - 2004 Interlink Network Solution. All rights reserved.