|
فيشر:
ايران عراق نيست
بي بي سي: يوشکا فيشر وزير خارجه آلمان انتخاب جنگ را به
عنوان راه حل اختلاف بر سر برنامه هسته اي ايران کاملا رد
مي کند و ميگويد ميان آنچه در مورد ايران مطرح است و
برخورد با عراق تشابهي وجود ندارد.
وي در عين حال هشدار داد که برنامه اتمي ــ موشکي ايران
سبب "نگراني بزرگي" است.
وزير امور خارجه آلمان توسل به جنگ را در رابطه با برنامه
اتمي ايران ناممکن دانست و گفت در اينجا رويارويي نظير
عراق مشاهده نمي شود.
فيشر گفت:"براي همه طرف هاي اختلاف روشن است که جنگ گزينه
اي نادرست است."
وي که در مصاحبه با هفته نامه "اشترن" (شماره پنجشنبه،
يازدهم نوامبر) شرکت کرد افزود اين امر در مورد آمريکا و
عراق هم صادق است.
وزير امور خارجه آلمان در عين حال مخالفت خود را با اين
تدابير آمريکا که مي توان رژيم ايران را به وسيله يک
انقلاب داخلي در آن کشور ساقط کرد نيز ابراز داشت و افزود:
"ما روند سياسي را دنبال مي کنيم".
با اين همه، فيشر نگراني عمده خود را درباره برنامه اتمي
ــ موشکي ايران پنهان نکرد و گفت مجهز شدن ايران به سلاح
اتمي در يکي از خطرناکترين مناطق گيتي مي تواند پيامدهاي
تصورناشدني همراه داشته باشد و چنين تهديدي نه تنها ممکن
است متوجه اسرائيل باشد بلکه دامن اروپا را هم خواهد گرفت.
وزير امور خارجه آلمان در ادامه مصاحبه با "اشترن" گفت با
اين وصف توجه او معطوف به مذاکراتي است که آلمان، بريتانيا
و فرانسه با ايران دارند:"اين مذاکرات دشوار بوده و عدم
اعتماد محقانه اي که در برابر ايران وجود دارد بزرگ است.
معهذا امکان اينکه نتايج مثبت حاصل شود وجود دارد."
فيشر عقيده دارد که هنوز زود است تا درباره تحريم اقتصادي
ايران تصميم گرفته شود.
بنا به اظهارات وزير امور خارجه آلمان در ماه ژانويه آينده
که بوش مراسم سوگند دومين دوره رياست جمهوري خود را انجام
خواهد داد بين اتحاديه اروپا و آمريکا گفتگوهايي در
بالاترين سطوح صورت خواهد گرفت.
درباره نتيجه اين گفتگوها، فيشر به اين اشاره دارد که با
توجه به اختلاف خاورميانه و بحران مربوط به برنامه هسته اي
ايران، افزايش شانس فرصت هاي مسالمت آميز و يا خطرات در
صحنه سياست جهاني تا حد زيادي بستگي به اين دارد که آيا در
ماههاي آينده در مورد يک همگرايي استراتژيک بين آمريکا و
اروپا توافقي صورت خواهد گرفت يا خير.
اکران "دختري از آسمان" پس از 6 سال
پيک نت: فيلم سينمايي "دختري از آسمان" بعد از 6 سال به
اكران عمومي در آمد. اين فيلم در سال 1378 توسط "سعيد
سعدي" تهيه شد و "پرويز شيخ طادي" آن را كارگرداني كرد و
در جشنواره بين المللي فيلم فجر نيز به نمايش در آمد، به
دلائلي كه هنوز اعلام نشده نمايش عمومي آن با مخالفت
مسئولان تهيه فيلم گروه تلويزيوني سپاه پاسداران روبرو شد
و حتي فيلم توقيف شد.
پيش از آن قرار بود اين فيلم در 4 قسمت و به صورت سريال در
تلويزيون نمايش داده شود، اما پس از مخالفت سپاه پاسداران،
تلويزيون نيز از نمايش آن خودداري كرد. سرانجام، هفته
گذشته، پس از مذاكرات و تغييرات احتمالي در متن فيلم،
نمايش عمومي "دختري از آسمان" آغاز شد.
اين فيلم داستان مادر يك قرباني جنگ است كه دفترچه يادداشت
هاي او را پيدا مي كند و از آن پس براي خانواده شهدا نامه
مي نويسد تا در مكاني جمع شوند، بلكه بتوانند فرزندان شهيد
خود را ببينند. عده اي حرف او را باور مي كنند و داستان از
اين مقطع وارد مرحله اي نوين مي شود.
"روياتيموريان"،"كورش تهامي"،"شبنم طلوعي"،"مجيد مشيري"
و"مينا جعفر زاده" بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
رويا تيموريان در جشنواره فيلم دفاع مقدس سال 78 توانست
جايزه بهترين بازيگري را براي اين فيلم دريافت كند.
دراين فيلم "ابراهيم حاتمي كيا" با تجربه اي كه در ساختن
فيلم هاي مربوط به جنگ ايران و عراق دارد مشاور كارگردان
بوده است.
"دختري از آسمان" در سال 1378 درجشنواره فيلم دفاع مقدس،
علاوه بر جايزه بهترين بازيگر زن، جايزه بهترين فيلم و
بهترين كارگرداني را نيز برده بود.
فلج شدن 15 کودک در يک کارگاه زيرزميني
توليد کفش
مهر: عدم رعايت بهداشت جسمي و روحي در محيط هاي کار باعث
فلج شدن 15 کودک در يک کارگاه زيرزميني توليد کفش شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر اين کارگاه کفش که
در منطقه اکبرآباد ( نسيم شهر) از شهرکهاي نزديک رباط
کريم واقع شده است، داراي 30 کارگر جوان و نوجوان بوده
که 12 نفر آنها دچار بيماري فلج شده و مدت يک سال است
خانه نشين شده اند.
گفته مي شود کار کردن مداوم با چسب مخصوص کفش به دليل
انتشار گازي که بر روي اعصاب کارگران تاثير منفي بر جاي
گذاشته موجب از کار افتادن توانايي حرکتي اين کارگران جوان
شده است.
يونس قاسمي جوان 19 ساله يکي از کارگران اين کارگاه
توليدي کفش در خصوص چگونگي ابتلا به بيماري فلج کفاشان مي
گويد: نزديک به هفت تا هشت ماه در کارگاه توليد کفش کار مي
کردم، سال گذشته به طور ناگهاني عضلات پايم منقبض شد و بعد
از مدتي بيماري ام پيشرفت کرد و پس از اينکه به چند پزشک
مراجعه کردم و نتيجه اي نداشت به بيمارستان شريعتي رفته و
به مدت 18 روز در اين بيمارستان بستري شدم و بدون نتيجه از
بيمارستان مرخص شدم.
وي ادامه مي دهد: پس از ترخيص از بيمارستان به چند پزشک طب
سوزني و حجامت مراجعه کردم و تا حدي بهبود يافتم در صورتي
که پيش از مراجعه به بيمارستان شريعتي مي توانستم راه بروم
اما پس از مرخصي از اين بيمارستان حتي توانايي راه رفتن هم
نداشتم.
قاسمي با بيان اينکه در يک کارگاه 105 متري 30 تا 35 نفر
مشغول کار بوديم، مي گويد: دو نفر ديگر از بچه ها هم که
همشهري ام بودند که در اين کارگاه کار مي کردند نيز دچار
معلوليت شدند و تا وقتي که بستري نشده بودم تعدادمان به 12
نفر رسيد اما اين کارگاه تعطيل نشده و فقط مکان آن تغيير
کرد.
قاسمي با بيان اينکه چندين کارگاه کفاشي ديگر نيز در اين
محدوده وجود دارد اما اطلاعي از شرايط و وضعيت آنها ندارم،
در خصوص شکايت از کارفرما مي گويد: چون پزشکان علت بيماري
را تشخيص ندادند نتوانستيم شکايت کنيم و هم اکنون نيز به
علت اينکه بدنم تا حدي بي حس است و نمي توانم به راحتي راه
بروم بنابراين توانايي کار کردن ندارم و به ناچار در خانه
مانده ام.
وي درباره هزينه درمان مي گويد: براي 45 جلسه طب سوزني، هر
جلسه 10 هزار تومان مي داديم و هزينه 18 روز بستري در
بيمارستان نيز 50 هزار تومان شد و علاوه بر اينها به مدت
سه ماه هم براي فيزيوتراپي و طب سوزني مراجعه کردم و به
صورت روزانه بايد 15 هزار تومان پرداخت مي کردم که البته
تمامي اين هزينه ها را کارفرماي کارگاه پرداخت کرد.
بسياري از حوادث تلخ همانند اين حادثه در محيط هاي کار
بويژه در نقاط محروم کشور اتفاق مي افتد چرا که در اغلب
اين محيط ها ضمن اينکه شرايط مناسب براي فعاليت فراهم
نيست، حتي کارفرمايان از ابتدايي ترين امکانات بهداشتي
نظير گذاشتن تهويه در فضاهاي بسته براي کارگران، خودداري
مي کنند که البته همه اينها ناشي از بي توجهي مسئولان
وزارت بهداشت نسبت به بهداشت محيط کار و همچنين عدم
استفاده از طب کار در محيط هاي کار است.
دکتر خسرو صادق نيت دبير انجمن طب کار در گفتگو با
خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر در خصوص عدم توجه به طب کار
در کشور و تاييد فلج شدن نوجوانان اين کارگاه کفاشي مي
گويد: اهميت ندادن به طب کار در ميان مسئولان وزارت بهداشت
به گونه اي است که در سال گذشته، در اين کارگاه توليد کفش
کار در اکبر آباد تهران به علت عدم تهويه و استنشاق حلال
پخش شده در فضا که ناشي از نوع چسب به کار رفته در کفش ها
بود، 15 نفر کارگر نوجوان فلج مي شوند اما مسئولان در اين
خصوص کاري انجام نمي دهند.
وي با بيان اينکه حلال اين چسب مصرفي در اين کارگاه به
گونه اي است که اگر فردي يک تا دو ماه در معرض آن قرار
گرفته به گونه اي که حلال آن از راه پوست و يا تنفس وارد
بدن شود مي تواند اعصاب بدن را فلج کرده و به اين ترتيب
دست و پاي فرد به طور کامل فلج مي شود، اظهار داشت: پس از
اطلاع از اين موضوع، انجمن طب کار مسئولان در وزارت بهداشت
و درمان را نسبت به اين اتفاق آگاه کرد اما متاسفانه اين
کارگاه حتي مورد تذکر مسئولان وزارت بهداشت و درمان هم
قرار نگرفت و در نهايت با پيگيري هاي مستمر، وزارت کار اين
کارگاه را تعطيل کرد.
اين متخصص طب کار مي گويد: سالانه تعداد زيادي ناشنوايي
ناشي از شغل و محيط شغلي در کشور اتفاق مي افتد، همچنين در
سال گذشته 10 مورد مرگ ناشي از سيليکوز داشتيم که به علت
استنشاق سيليس موجود در محصولات معدني رخ داده است اما با
اين وجود بازهم به بيماري هاي ناشي از کار و محيط آن توجهي
نمي شود.
حقيقت
جو:
چگونه وزير علوم و آقاي خاتمي به راحتي از
حوادث اخير دانشگاه علم و
صنعت گذشتند
ايلنا: فاطمه حقيقت جو در گفتگو با خبرنگار ايلنا دستگيري
هاي اخير فعالان سايت هاي اينترنتي، فعالان نهادهاي مربوط
به حقوق زنان و ضرب و شتم رئيس دانشگاه علم و صنعت را در
راستاي سياست يكدست كردن حكومت ارزيابي و تصريح كرد: بر
اساس اين سياست از آنجا كه دانشگاه ها ،
NGO
ها، مطبوعات و سايت هاي اينترنتي، نهادهاي تاثيرگذار بر
افكار عمومي هستند، بايد در ماه هاي نزديك به انتخابات
رياست جمهوري مهار شوند.
وي با اشاره به حادثه كوي دانشگاه تهران، واقعه طرشت، ترور
حجاريان، ضرب و شتم وزرا در نماز جمعه و... اظهار داشت:
حتي يك مورد از پرونده هاي مربوط به اين وقايع مورد رسيدگي
قرار نگرفته است، چرا كه به نظر مي رسد عوامل اين حوادث از
سوي عده اي مورد حمايت قرار مي گيرند.
وي افزود: اراده اي براي برخورد با گروههاي فشاري كه اخيرا
رئيس دانشگاه علم و صنعت را مورد ضرب و شتم قرار داده اند،
وجود ندارد.
عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت ضرب و شتم رئيس دانشگاه علم و
صنعت را توهين آميز ترين اقدامي دانست كه تاكنون به ساحت
دانشگاه صورت گرفته است و خاطرنشان كرد : متعجبم كه چگونه
وزير علوم و آقاي خاتمي به راحتي از اين موضوع گذشتند.
وي افزود: اين قضيه بسيار با اهميت تر از آن بود كه وزير
علوم فقط در مورد آن اظهار تاسف كند و برخورد جدي براي
مهار چنين اقداماتي انجام ندهد.
ماندلا
براي دريافت نشان به ايران نيامد
شرق : نلسون ماندلا به رغم دعوت مسئولان ايران طي دو سال
پياپي براي دريافت نشان جمهوري اسلامي وارد ايران نشده
است.
نشان جمهوري اسلامي پس از ۱۱ سال براي نخستين بار قرار است
از سوي مسئولان كشور به مسئول يك كشور خارجي اعطا شود اما
طي دو سال اخير با وجود دعوت دولتمردان ايران سفر اين
مبارز پير آفريقاي جنوبي به تعويق افتاده است.
نشان «جمهوري اسلامي» براساس آئين نامه اعطاي نشان ها در
كشور نشاني است كه به روسا و مسئولان كشورهاي خارجي، عالي
ترين مقام اجرايي سازمان هاي بين المللي و يا شخصيت هاي
برجسته فرهنگي، سياسي و بين المللي اعطا مي شود. سال ۸۱
مسئولان كميسيون اعطاي نشان ها تصويب كردند كه نشان درجه
يك جمهوري اسلامي كه اختصاص به روساي جمهوري و نخست وزيران
و شخصيت هاي همتراز دارد براي نخستين بار به نلسون ماندلا
اعطا شود. اگرچه نلسون ماندلا رئيس جمهوري سابق آفريقاي
جنوبي بارها از سوي مسئولان كشور براي دريافت اين نشان
دعوت شد اما تحولات سياسي ايران طي دو سال اخير اين سفر را
معلق نگاه داشته است، چنانچه در آخرين تصميم ماندلا براي
سفر به ايران اواخر فروردين ماه سال جاري، اختلاف نظر دولت
ها و سازمان هاي غيردولتي دفاع از حقوق بشر اين سفر را
عقيم گذاشت.
سيدعلي صالحي:
خاموش و منفعل نخواهيم ماند
ايسنا: كانون نويسندگان ايران، براي انتخاب هيات دبيران
جديد و برگزاري مجمع عمومي سالانه خود، نامه اي را به
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نوشته و رونوشت آن را در
اختيار برخي از خبرگزاريها و روزنامه ها قرار داده است.
در اين نامه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خواسته شده است
تا در اجراي تكاليف ناشي از قوانين و مقررات داخلي و بين
المللي، براي صدور مجوز اقدامات لازم به عمل آيد.
همچنين يادآوري شده است كه جمع يادشده به دنبال مكاتبه
هاي قبلي با وزارت ارشاد، تا به حال دو بار (آذرماه ١٣٨١
و اسفندماه ١٣٨٢) در اجراي اساسنامه خود براي تشكيل مجمع
عمومي اقدام كرده است؛ اما هربار به علت صادر نشدن مجوز و
ايجاد مانع، موفق به برگزاري آن نشده است.
محمدعلي شعاعي ـ معاون امور فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد
اسلامي ـ با ابراز بياطلاعي از اين نامه، هرگونه اظهار
نظري را موكول به كسب اطلاعات بيشتر كرد. اما سيدعلي صالحي
ـ از اعضاي فعال كانون نويسندگان ايران ـ در گفتوگويي با
ايسنا متذكر شد: اين بار نه به عنوان درخواست، بلكه جهت
اطلاع به مردم و طي مسيري كه ما را از هر نوع مخفيكاري
تبرئه ميكند، نامه اي به وزارت ارشاد داده شد؛ به تاريخ
و شماره بايگاني ٢٠٣٥٠ ؛ ٠٦/٠٨/٨٣ كه تا امروز هيچ پاسخي
نرسيده است.
وي درباره پيشبيني اش از به سرانجام رسيدن نامه گفت: همه
قرائن و شواهد ميگويد بايد ساده بود كه باور كرد ناگهان
با رخسار خنداني روبه رو خواهيم شد.
اين شاعر و نويسنده در عين حال تصريح كرد: خودم به پاسخ
مثبت اميدي ندارم، اما به راه روشن قلم همواره و در هر
شرايطي اميدوار بوده ايم. كانون نويسندگان ايران هم با
نظر به مفاد اساسنامه و برداشت از روح اساسنامه و قرائت
قانوني از متن آن، «در شرايط اضطرار» خاموش و منفعل نخواهد
ماند و در برابر فشارها و تنگناها مقاومت خواهيم كرد.
صالحي در پايان از انتشار سومين نامه كانون نويسندگان
ايران خبر داد كه مراحل فني خود را طي ميكند و در صورت
كسب مجوز، طي سه ماه آينده در قالب يك كتاب منتشر خواهد
شد.
گفتني است: برخي نظرها فعاليت كانون يادشده را با توجه به
ثبت نشدن آن به عنوان يك تشكل رسمي در مراجع ذيصلاح،
غيرقانوني ميدانند.
به
گردهمائي در اعتراض به اعدام کودکان و نوجوانان
مجوز داده نشد
راديو فردا: شيرين عبادي، فعال حقوق بشر و برنده جايزه
نوبل صلح سال 2003 از وزارت کشور تقاضا کرد براي تظاهراتي
در مخالفت با مجازات و اعدام کودکان در پارک لاله مجوز
صادر کند.
مهرانگيز کار، حقوقدان و فعال حقوق بشر، در مصاحبه با
راديو فردا گفت: لايحه اي که براي اصلاح قانون مجازات
کودکان از سوي قوه قضائيه به مجلس داده شده است، اقدام
مثبتي است ولي مطابق ماده 49 قانون مجازات اسلامي که در آن
تعريف شرعي از طفل ملاک اعتبار دانسته مي شود، جلوي تصويب
لايحه پيشنهادي قوه قضائيه را مي گيرد. در صورتي که منظور
قوه قضائيه اعدام مجرمان صغير بعد از رسيدن آنها به 18 سال
باشد، اين به معني تشديد مجازات است.
خانم کار گفت: شيرين عبادي دعوت عامي کردند از مردم براي
روز 19 آبانماه، ساعت 3 تا 5 بعداز ظهر در پارک لاله تا
اين که مردم مطالبات خودشان را براي موضوع حقوق کودک مطرح
بکنند و به طور مسالمت آميز بخواهند از دستگاه حاکمه کشور،
که بخصوص موضوع اعدام زير 18 ساله ها را مورد توجه خاص
قرار بدهند. مردم ايران از خشونت خسته شده اند.
اجازه تجمع داده نشد
از سوی ديگر سايت
زنان ايران
اعلام کرد،
به علت وجود حساسيت در مورد مسائل شرعي اجازه برگزاري
تجمعي که قرار بود به درخواست شيرين عبادي انجام شود، داده
نشد .
شيرين عبادي از يکماه پيش از استانداري تقاضاي مجوزي براي
تجمع در پارک لاله و در اعتراض به صدور احکام اعدام زير
هيجده سال کرده بود که با پي گيريهاي نمايندگان سازمانهاي
غير دولتي حمايت کننده از اين تجمع ابتدا تلفني و سپس در
مذاکره حضوري از رد درخواست تجمع توسط استانداري تهران خبر
داده شد.
حدود ده سازمان غير دولتي که شامل انجمن حمايت از حقوق
کودک، کانون مدافعان حقوق بشر، مرکز فرهنگي زنان، مرکز
هستيا انديش، انجمن دفاع از حقوق زندانيان، انجمن حمايت و
ياري آسيب ديدگان اجتماعي، انجمن حمايت از کودکان و
نوجوانان توان ياب، انجمن حاميان کودکان کار و جمعيت زنان
مبارزه با آلودگي محيط زيست از اين تجمع حمايت کردند.
نسرين ستوده، حقوقدان در مورد چگونگي اعتراضشان، به
خبرنگار زنان ايران گفت:"اساسا ما وارد بحث حدود يا قصاص
که از احکام الهي است نمي شديم و اعتراض ما صرفا به سن
مسئوليت کيفري بوده است که در بين فقها محل اختلاف نظر
است. عده اي سن بلوغ را هيجده سال و عده اي ديگر بيست و دو
و بعضي چهل سال نام مي برند."
قرار بود در اين تجمع که در صورت داشتن مجوز روز نوزده
آبان بر گزار مي شد، علاوه بر شيرين عبادي دو تن از فقها
نيز به سخنراني پيرامون سن مسئوليت کيفري بپردازند و علاوه
برآن زماني هم براي بيان نظرات نمايندگان سازمانهاي غير
دولتي در نظر گرفته شده بود.
تجمع اعتراضي دانشجويان دانشگاه علامه
ايرنا : دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي در اعتراض به
آنچه " توهين و هتک حرمت استادان ودانشجويان آن دانشگاه "
اعلام کرده اند، ظهر يکشنبه براي دومين روز پياپي، تجمع
اعتراض آميز برگزار کردند.
اين دانشجويان که تعدادشان به يکهزار نفر ميرسيد،
ازدانشکده هاي مختلف دانشگاه علامه طباطبايي، از ساعت ۱۳
به مدت دو ساعت در حياط دانشکده اقتصاد تجمع کرده و به
برگزاري تريبون آزاد پرداختند.
در اين تجمع دانشجوياني از دانشکده هاي مختلف به سخنراني
پرداخته و با تکذيب اتهاماتي که در نامه برخي از دانشجويان
به مسئولان عنوان شده بود، هرگونه توهين و اهانت به ساحت
دانشگاه را محکوم کردند.
در بيانيه دانشجويان عنوان شده است " انتشار نامه سراسر
توهين به شان دانشگاه و دانشجو در دانشگاه علامه طباطبايي
و همچنين ضرب و شتم رييس دانشگاه علم و صنعت به دست اعضاي
بسيج اين دانشگاه نشان از عزم جدي تاريک انديشان جهت به
محاق بردن انديشه و انديشه ورزي است."
اين بيانيه ميافزايد:" مقايسه دانشگاه با آلوده ترين اماکن
ضداخلاقي و اتهاماتي در همچون فساد اخلاقي اساتيد و ايجاد
تيم هاي فساد دانشجويي در دانشگاه آن چنان وقيحانه است که
انسان واقعا متحير ميشود ..."
در پايان اين بيانيه آمده است:"انجمن اسلامي دانشجويان ضمن
محکوم کردن اين هتک حرمت ها به عاملان آن ها هشدار ميدهد
که نسخه تفکر طالباني شما به زباله دان تاريخ پيوسته و در
افغانستان هم تاريخ مصرفش گذشته است، چه رسد به مردم فهيم
ايران."
اين دانشجويان پس از برگزاري تريبون آزاد و سخنراني تعدادي
از نمايندگان دانشکده ها و تشکلهاي دانشجويي با قرائت
بيانيه به تجمع خود پايان دادند.
40
دختر بچه اصفهاني طي 9 ماه ربوده شدند
پيک نت: دادگاه عمومي اصفهان، حكم اعدام پدر و پسري را
صادر كرد كه به اتهام ربودن دختران خردسال، سرقت زيورآلات
آنها و در مواردي تجاوز به آنها محاكمه شده بودند.
پدر40 سال دارد و پسر 17 سال. براساس شكايت خانواده ها، 30
پرونده براي آنها تشكيل شده بود. آنها به جرم زناي به
عنف و اكراه به قتل، به اعدام در ملاء عام محكوم شدند و
قبل از اعدام نيز 74 ضربه شلاق قرار است بخورند!
قاضي دادگاه گفت: ابعاد اين جنايت
بسيار فجيع و دردناك بود و به جهت آنكه بخشي از اتهامات
اعمال خلاف منافي عفت
بود، بسياري از موارد قابل طرح نيست. آنها اعتراف كرده
بودند كه بيش از 40 دختر خردسال را ربوده بودند كه البته
25 مورد شكايت داشتيم و بقيه اش اعتراف خود آنهاست! در
آخرين مورد آدم ربايي، دختر
خردسال موفق به فرار از منزل آدم ربايان ميشود و پس از
بازگشت به خانه و اطلاع
ماموران، منزل متهمان شناسايي و ماموران وارد منزل متهمان
شده و آنها را دستگير
كردند. آنها 9 ماه در اصفهان و خميني شهر به نام اهداي
جوايز به دختران و به دست آوردن آدرس مدارس و يا تحت
عنوان مامور آموزش و
پرورش دختران خردسال را به مناطق خلوت و يا منزل شخصي
ميبرده اند.
دو فيلم مستند ايراني در بخش مسابقه جشنواره
بينالمللي"آمستردام"
ايسنا: فيلم مستند "از پس برقع" به كارگرداني و
تهيهكنندگي "مهرداد اسكويي" و "شهر خاموش" به كارگرداني
عطاالله حياتي و تهيه كنندگي كتايون شهابي در جشنواره بين
المللي فيلم مستند آمستردام
که
از تاريخ 18 تا 28 نوامبر برگزار ميشود،
به نمايش در ميآيند.
به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، اين دو در كنار فيلم "مازيار
بهاري" توليد انگلستان و ايران، تنها فيلمهاي ايراني هستند
كه در جشنواره امسال حضور دارند . همچنين "از پس برقع"
تنها فيلم ايراني در بخش مسابقه است، كه در كنار 19 فيلم
ديگر به رقابت ميپردازد و فيلم "شهر خاموش" در بخش
jan
vrijman
fund
به نمايش در مي آايد.
به گزارش ايسنا، فيلم شهر زيبا به كارگرداني اصغر فرهادي و
تهيهكنندگي ايرج تقي پور در بخش جنبي جشنواره بين المللي
cinema tout ecran
كه از تاريخ 29 اكتبر تا 7 نوامبر در ژنو سوئيس برگزار
ميشود به نمايش در ميآيد و همچنين كتايون شهابي، پخش
كننده فيلم مذكور عضو هيات داوري اين دوره از جشنواره،
نيز ميباشد.
بهرام بيضايي سرانجام "سند" را تحويل داد
مهر: مجيد مولايي، تهيه کننده فيلم سينمايي "سند" در گفت
وگو با خبرنگار سينمايي مهر ضمن اعلام اين خبر گفت: نگارش
فيلمنامه به تازگي تمام شده است و در حال حاضر ما متن را
براي گرفتن مجوز ساخت به وزارت ارشاد ارسال کرده ايم و در
انتظار صدور پروانه ساخت هستيم تا مرحله پيش توليد را آغاز
کنيم.
وي درباره ساير فعاليتها براي توليد اين اثر گفت: براساس
برنامه ريزيهاي انجام شده فيلمبرداري از يکي از مناطق
عملياتي در استان خوزستان شروع مي شود و به اين دليل که
بيشتر بخشهاي فيلم در صحنه جنگ سپري مي شود بايد مناطق
ديگري را هم براي انتخاب لوکيشن بازبيني کنيم که هنوز اين
امر ميسر نشده است.
فيلم سينمايي "سند" که کارگرداني آن را حميد فرخ نژاد
انجام خواهد داد، نگاهي به حوادث و وقايع مختلف جنگ
تحميلي دارد و نقشي که هنرمندان در برهه هاي مختلف آن ايفا
کرده اند و نقشي که هنر در به تصوير کشيدن جنگ داشته است.
اين فيلم که از هزينه به نسبت بالايي برخوردار است با
حمايت بنياد سينمايي فارابي، مشارکت سازمان تبليغات اسلامي
و سيما فيلم توليد خواهد شد.
حميد فرخ نژاد تاکنون بازي در فيلم هاي سينمايي عروس آتش،
تب، ارتفاع پست و به رنگ ارغوان را تجربه کرده است.
تهمينه ميلاني، داور بخش استعدادهاي جوان
جشنواره فيلم
"برلين"
ايسنا: از تهمينه ميلاني فيلمساز ايراني، براي داوري بخش استعدادهاي
جوان جشنواره
معتبر فيلم برلين كه هر ساله در بهمن ماه برگزار مي شود،
دعوت شد.
به گزارش
ايسنا، ديتركاس ليك رييس جشنواره بين المللي
فيلم برلين موسوم به"برليناله" پيش از اين در گفتگويي در
برلين گفته است اين جشنواره همواره خواستار حضور
فيلم هاي
برتر سينماي ايران است، اما متاسفانه آثار ايران
در اين جشنواره حضور
ندارند. يك دليل ساده آن همزماني
و تقارن برگزاري
دو جشنواره
سينماي
فيلم برلين و جشنواره فيلم فجر است
"ليك" كه سردبير
نشريه سينماي"كونكرت" و همچنين نايب رييس
آكادمي فيلم اروپا را بر عهده دارد، اضافه كرد: از
آنجا كه فيلمهاي
ايران، هميشه جايگاه بزرگ
در فستيوالهاي
بين المللي
دارند ما
نيز در تلاش هستيم كه راه حل
براي حضور آثار سينماي
ايران در جشنواره سال
جاري
فيلم برلين پيدا كنيم.
جشنواره بين المللي
فيلم برلين موسوم به "برليناله"
كه جايزه
خرس طلايي
را به آثار برگزيده سينماي
از سراسر جهان اهدا ميكند هرساله در ماه
فوريه ميلادي
برابر با بهمن ماه خورشيدي
در شهر برلين برگزار ميشود.
بيست و دومين
جشنواره بينالمللي فيلم "مونيخ" نيز كه امسال در تيرماه به صورت غير
رقابتي در
آلمان برگزار شد در برنامه خود، بخشي را در بزرگداشت و مروري بر آثار
تهمينه
ميلاني، كارگردان سينماي ايران قرار داده بود. اين جشنواره
پس از جشنواره برلين،
معتبرترين جشنواره سينمايي در آلمان محسوب ميشود.
ميلاني همچنين در جشنواره فيلم بلك
نايت (شب سياه) كه آذرماه در استوني برگزار ميشود، به عنوان داور بخش
مسابقه در
اين جشنواره حضور دارد. به گزارش ايسنا، ميلاني، پيش از
اين به عنوان داور جشنواره
كارتاژ در تونس، مهرماه به اين كشور سفر كرده بود.
ميلاني پيش از برگزاري
جشنواره كارتاژ از جشنواره سينه ياما هندوستان برگشته بود. او داوري
اين جشنواره را
به دليل طولاني بودن زمان جشنواره (يك ماه) نپذيرفته بود و
محسن مخملباف از ايران
به عنوان داور جشنواره حضور داشت.
گفتني است در سي و نهمين دوره از جشنواره
بين المللي فيلم شيكاگو نيز كه سال گذشته برگزار شد،
ميلاني، از سينماي ايران، به
عنوان داور بخش مسابقه اين جشنواره، حضور داشت.
از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران
18آبانماه،
سالروز صدورحكم آقاجري روز ملي "آزادي بيان" نامگذاري شد
بامداد: هيجدهم آبانماه سالروز صدور يك حكم قضايي است كه
واكنش هايي را در جامعه به دنبال داشت.
صدور حكم اعدام براي هاشم آقاجري فرزند انقلاب و عضو ارشد
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه علاوه بر مجاهدت و
تلاشهاي بسياري در راه پيروزي و پايداري انقلاب اسلامي
در جنگ ايران و عراق نيز به درجه جانبازي نايل شد، واكنش
هاي مختلفي را در ميان جنبش دانشجويي و به دنبال آن در بين
برخي از نيروهاي سياسي كشور در پي داشت.
سال گذشته انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم
پزشكي، 18 آبانماه، سالروز صدور حكم اعدام براي استاد
دانشگاه"تربيت مدرس" كه خود نيز روزگاري از اعضاي فعال
انجمن هاي اسلامي سراسر كشور بود را به عنوان روز ملي
"آزادي بيان و انديشه " نامگذاري كردند.
اين عنوان به مناسبت صدور حكم ارتداد و اعدام براي هاشم
آقاجري به علت ابراز عقيده و به ياد برخورد با مطبوعات،
زندانيان سياسي و مطبوعاتي و ضرب و شتم اساتيد دانشگاه
انتخاب شد.
عمادالدين باقي، از فعالان حقوق بشر و روزنامه نگار،
انتخاب چنين عنواني را به مناسبت صدور حكم اعدام آقاجري از
دو منظر شايسته و قابل ارج گذاري مي داند و ميگويد:
شخصيت دكتر آقاجري نقطه تلاقي و اشتراك بخش هاي مختلف
جامعه از جمله دينخواهي و دموكراسي خواهي است و از اين
جهت انتخاب مطلوب و به جايي است.
وي سابقه فعاليتهاي دكتر آقاجري را دومين دليل انتخاب
مناسب چنين عنواني ميداند و ميگويد: بسياري از اصلاح
طلبان بعد از دوم خرداد شناخته شده اند در حالي كه دكتر
آقاجري از جمله كساني است كه از اوايل دهه 60 در عرصه
دانشگاهي فعال بوده اند.
وي افزود: آقاجري سالها در جهت آزادي بيان و مبارزه با
استبداد مذهبي تلاش كرده است و معتقدم كه تعيين چنين
مناسبتي يك قدرداني غير مستقيم از دكتر آقاجري است.
روزنامه جمهوري اسلامي:
انتخاب هديه تهراني
به عنوان مادر امام خميني اهانت به آن حضرت است!
بامداد: روزنامه جمهوري اسلامي شدت حملات
خود را نسبت به بهروز افخمي افزايش داده است. اين روزنامه
در ستون جهت اطلاع خود با اشاره به پروژه ساخت فيلم
سينمائي زندگي امام توسط اين کارگردان افزوده است، افخمي
براي ايفاي نقش مادر
او در دوران كودكي
ايشان، هديه تهراني را در نظر گرفته است. طي دو روز گذشته
تماسهاي زيادي با روزنامه جمهوري اسلامي در اعتراض به اين
اقدام گرفته شده كه معترضين، اولا به انعقاد قرارداد براي
چنين كار حساسي با فردي همچون بهروز افخمي اعتراض دارند و
ثانيا انتخاب فردي همچون «هديه تهراني» را براي ايفاي نقش
مادر امام، اهانت به او مي دانند و خواستار اقدام بنياد حفظ نشر آثار امام براي جلوگيري از
اين كار و سپردن آن به يك فيلمساز متدين و قابل اعتماد
هستند.
زندگي و شخصيت "نيما يوشيج"؛ در مستند "با
دو فانوس"
ايسنا: ساخت مستند "با دو فانوس" كه به
بيان زندگي و شخصيت "نيما يوشيج"از زبان تنها بازمانده اين
خانواده (خواهرش) ميپردازد، به پايان رسيد.
مجتبي حسيني، كارگردان و تهيه كننده در
گفت و گو با خبرنگار ايسنا ضمن اعلام خبر فوق افزود: به
احتمال قوي براي رقابت در بخش مستند جشنواره فيلم فجر شركت
خواهيم كرد، علاوه بر اين قصد داريم اين فيلم را در يكسري
جشنواره هاي خارج از كشور نيز شركت دهيم.
وي كه مستند "با دو فانوس"را در اداره كل
پژوهشهاي"معاونت سيما" تهيه كرده است، در خصوص موضوعاتي
كه اين مستند دو قسمتي به آن خواهد پرداخت، گفت: در قسمت
نخست بيوگرافي "نيما" از زبان خواهرش تعريف ميشود و قسمت
ديگر به شخصيت خواهر نيما كه اكنون در سن 90 سالگي تنها و
بيكس در آسايشگاه سالمندان كهريزك زندگي ميكند، اختصاص
دارد.
در مستند "با دو فانوس" كه پيش از اين
"خانه در انتظار" نام داشت: خواهر "نيما يوشيج"درباره برهه
هاي مختلف زندگي اش صحبت ميكند و تصاويري از محل زندگي
كنوني او و عكسهاي قديمي اش در فيلم وجود دارد. همچنين
بخشي از اين مستند در زادگاه و خانه قديمي نيما يوشيج
ميگذرد، كه به خاطر ضبط اين تصاوير خواهر نيما پس از 35
سال دوري از خانه به همراه گروه فيلمبرداري به آنجا سفر
كرده است.
عوامل تهيه و توليد اين فيلم مستند
عبارتند از:
محققين: محمد عظيمي، افشين اميني، مدير
تصويربرداري: علي اكبر ولدبيگي، آهنگساز: حامد پورساعي،
تدوين: محمدرضا وطن دوست.
ناهيد توسلي از
مشکلات انتشار "نافه" ميگويد
ايسنا: شماره جديد ماهنامه ادبي و فرهنگي "نافه" به زودي منتشر
ميشود. اين درحالي
است كه ناهيد توسلي ـ صاحب امتياز مديرمسئول اين نشريه ـ در آخرين
شماره آن كه
مردادماه منتشر شد، اشاره كرده بود كه به دليل مشكلات مالي
و اجرايي، ازجمله گراني
كاغذ، به رغم فراهم بودن مطالب، شماره بعدي را منتشر
نخواهد كرد.
وي در
اينباره به ايسنا توضيح داد: گفته
بودم نشريه را به دليل مشكلات منتشر نميكنم، مصمم هم بودم؛ به همين
دليل چند ماهي
هم از انتشار مجله خودداري كردم؛ ولي در اين مدت تلفنها،
نامه ها، فكسها و
ايميلهاي فراواني دريافت كرديم ـ بويژه از شهرستانها ـ كه
در آن، چه مشتركان و
چه طيفي وسيع از علاقه مندان و خوانندگان نافه از انتشار
نيافتن آن اظهار تاسف كرده
بودند. عده زيادي هم آمادگي خود را براي كمك اعلام كرده
بودند؛ حتا دوستي از قروه
يا كرمانشاه كه شاعر خوبي هم هست تلفن زد و گفت نامه اي
به رييس جمهوري نوشته ام و
عده زيادي هم آن
را امضا كرده اند.
وي افزود: با توجه به اين كه آقاي خاتمي در
جريان مشكلات مالي نافه هستند، با ارسال آن نامه به دفتر
رياست جمهوري موافقت نكردم
و تنها ضمن تشكر از آنان اظهار اميدواري كردم كه شايد
بتوانم به گونه اي، گوشه
كوچكي از مشكل مالي را حل كرده و شماره بعدي يعني شماره 19
را منتشر كنم.
توسلي
درباره دليل ديگر انتشار نافه يادآوري كرد: برايم خيلي سخت بود كه خود
به دست خويش
انتشار محصول ادبي، فرهنگي، هنري را كه چهار ساله كرده
بودم، متوقف كنم. سواي رنجي
كه از انتشار نيافتن آن به شخصه ميبردم، به قول معروف و
بسيار عاميانه (متاسفم كه
بايد اين گونه بيانديشم) نميخواستم «دشمن شادكن» باشم. در
اين چند ماه، از جاهاي
گوناگون شنيده بودم به رغم اينكه عده بسياري از انتشار
نيافتن نافه متاسف شده اند،
عدهاي هم ظاهرا خوشحال شده اند.
او ادامه داد: گذشته از اين حرفهاي بيارزش،
نافه براي من حكم عزيزي را دارد كه حضورش به هستي دروني
ام حيات ميبخشد. بنابراين
جدا شدن از آن برايم دردناك و درحقيقت نوعي خودكشي است.
وي با اشاره به وضعيت
كاغذ تصريح كرد: با توجه به اين كه اواسط تابستان از وزارت ارشاد
حواله كاغذي دريافت
كردم، مصمم شدم با امكانات همان يك حواله و انشاءالله حواله كاغذهاي
بعدي ديگر
توسط وزارت ارشاد، اقدام به انتشار نافه كنم؛ بويژه آن كه
بخشي از مطالب مجله نيز
آماده بود. البته مجله 64 صفحه است؛ ولي اين شماره به خاطر
مرگ فيلسوف نامدار معاصر
ـ ژاك دريدا ـ و مطالب فوري مربوط به او، نشريه را در 72
صفحه چاپ ميكنيم.
صاحب
امتياز و مديرمسؤول نشريه نافه درباره تغيير قيمت نشريه از
600 تومان به 800 تومان
نيز متذكر شد: اين تنها كاري بود كه از انجام آن ناگزير
بودم. ميدانيد كه هر شماره
نافه براي من بين يك ميليون تا يك ميليون و دويست هزار
تومان هزينه در بردارد؟ و
آيا ميدانيد بابت فروش كلي هر شماره نافه كمتر از 500
هزار تومان به دست ميآوريم؟
ـ با توجه به برگشت حداقل 40 درصد تيراژ مجله و نيز با
اهداي حداقل 300 نسخه نافه
به مشتركان رايگان و دوستان و دانشگاهيان و اساتيد و مجلات
در روزنامه ها؟
وي
اظهار داشت: مهمتر اين كه آيا ميدانيد كل نسخه هايي كه
براي برخي شهرستانها مثلا
مشهد ميرود بدون باز شدن بسته 50 تا100 تايي عينا به محل
توزيع در تهران عودت داده
ميشود؟
توسلي در پايان عنوان كرد: با همه اين مشكلات اميد دارم
بتوانم با ياري وزارت ارشاد براي دريافت حداقل حواله هاي
كاغذ مصرفي نافه و نيز
دريافت آگهي آن را منتشر كنم. اين تنها كار كوچكي است كه
من به عنوان زني متعهد و
روشنفكر به حوزه ادب، فرهنگ و هنر سرزمينم كه تاريخ و
فرهنگي بس غني دارد، ميتوانم
انجام دهم.
توقف فعاليت گروه
موسيقي کودکان بم
بي بي سي: فعاليت گروه موسيقي کودکان بم که به سرپرستي
سودابه سالم، موسيقي پژوه عرصه کودکان و نوجوانان، از
اوايل سال جاري کار خود را آغاز کرده بود، به دليل نبود
امکانات و پشتيباني هاي لازم متوقف شده است.
ماجراي شکل گيري گروه موسيقي کودکان بم که يک گروه 27 نفره
است، از يک آرزو آغاز شد. سودابه سالم که دوره موسيقي
درماني را در اتريش گذرانده است، با اشاره به تجربه هاي
پيشين خود در عرصه موسيقي درماني در کانون اصلاح و تربيت
کودکان مي گويد:"وقتي زلزله بم اتفاق افتاد در همان لحظه
نيت کردم تا روزي فرصتي فراهم شود که بتوانم با بچه هاي
بحران زده تجربه ديگري را در عرصه موسيقي صورت دهم" و به
اين ترتيب، او از اوايل ارديبهشت ۱۳۸۳ روانه بم شد تا به
همراه چند هنرآموز موسيقي کودکان بم را با موسيقي آشنا
سازد.
کار با بچه ها در يک اتاقک پيش ساخته و با امکانات بسيار
کم آغاز مي شود. خانم سالم با استفاده از ضرب المثل ها و
متل ها و قطعات سرود و موسيقي کار با کودکان را آغاز مي
کند. کودکاني که عمدتا پدر و مادرانشان را ازدست داده
بودند و در اوج نااميدي و يأس به سرمي بردند.
سودابه سالم از تجربه پخش نخستين نغمه هاي موسيقي براي اين
کودکان مي گويد که چگونه با تعجب و البته استقبال حيرت
انگيز کودکان روبرو شد:" وقتي موسيقي را برايشان پخش مي
کرديم، براي آنها همانند هديه اي غافلگير کننده بود، چرا
که موسيقي سه بعدي است و از عروسک و حتي نقاشي زودتر و
عميق تر تاثير مي کند."
خانم سالم مدتي به دنبال ترانه و موسيقي اي بومي از منطقه
بم بود تا بتواند با دستمايه قرار دادن آن، تاثير کارش را
بيشتر کند اما منطقه کرمان و بم به لحاظ موسيقي بومي در
فقر عجيبي قرار دارد و به همين دليل وي سعي کرد با الهام
از موسيقي مناطق نزديک به بم قطعاتي را ساخته و با کودکان
تمرين و اجرا کند. قطعاتي چون چپ چپو يا زندگي، زندگي است
که به دليل رواني و زيبايي ملودي و شعر به سرعت در ذهن
کودکان جاگير شد.
چند روز مانده به جشن خرما، خانم سالم چند تن از مربيان
موسيقي را از تهران فراخواند و تمرين فشرده و سه روزه اي
را با بچه ها به منظور به صحنه بردنشان آغاز کرد.
او مي گويد:"آنها ساز نداشتند امکانات ما نيز براي خريد
ساز بسيار اندک بود و ما براي پر کردن اين خلاء، بخصوص در
سازهاي کوبه اي چندين گلدان و چند متر پوست از تهران برديم
تا سازهاي کوبه اي هم ساخته و در اختيار گروه قرار گيرد.
صرفه جويي ما سبب شد تا با هزار تومان يک ساز کوبه اي
ساخته شود."
اين ساز کوبه اي در اجراي تالار وحدت اين گروه نيز در
دستان ۵ کودک بمي خودنمايي مي کرد.
سودابه سالم حس مشارکت کودکان بم در اين اجراها را اين
گونه توصيف مي کند:"هدف اصلي من از آموزش موسيقي کودکان نه
آموزش صرف ترانه يا يک ساز خاص بود، بلکه مي خواستم در
کنار آموزش موسيقي، نوعدوستي و همياري را در زبان و ذهن
کودکان نهادينه کنم، کودکاني که در اوايل کار فقط مي
خواستند خودشان را نشان دهند، در آخر دوره و با حضور و
آموزش بازيها و نيز موسيقي و سرودهاي دسته جمعي آموختند که
چگونه با يکديگر همراهي و همکاري کنند و چگونه يکديگر را
دوست داشته باشند."
اين گروه براي نخستين بار در اوايل مهرماه در تالار وحدت
در جشن خانه موسيقي به اجراي موسيقي پرداخت که اين اجرا با
تحسين دست اندرکاران موسيقي و نيز علاقه مندان موسيقي کودک
روبرو شد. اين اجرا با همکاري بنياد دانش و هنر و خانه
موسيقي سامان يافته بود.
در جشن خانه موسيقي، کودکان دختر و پسر بمي در شبي که به
موسيقي کودک اختصاص داشت، با لباسهاي رنگارنگ محلي که
طراوت و نشاط از آنها مي باريد و نوازندگي سازهايي چون
فلوت و چند ساز کوبه اي و همراهي چند مربي که سازهايي چون
سنتور، تار و ني را مي نواختند قطعاتي را اجرا کردند.
زيباترين قطعه اين اجرا در گام ماژور و با همخواني گروه
نواخته و خوانده شد. قطعه اي با ملودي ريتميک که روي شعري
که در آن از آرزوهاي کودکي و کودکاني سخن مي رفت که در پي
يک زندگي عادي، آرام، و بدون دغدغه اند. ترجيع بند "تيک
تاک اين صداي زندگي است" زيباترين بخش اين سرود بود که
تاثر و تشويق فراوان تماشاگران را نيز سبب شد.
|