|
با لهجه ناجور اينترنتي
حسين درخشان
ـ تورنتو
lahje@hoder.com
داشتم
مصاحبه
راديو فردا را ميخواندم با چند ايراني
درباره مناظره هاي انتخاباتي آمريکا. يکيشان اشاره کرده بود به
مناظره هاي مقامات احزاب سياسي در اوايل انقلاب. به سرم زد حالا
که اينقدر سرويسهاي
P2P
File
Sharing
همهگير شده اند، اگر کسي بتواند حتي يک نسخه از اين مناظره ها
را گير بياورد و
MPEG
يا
Quicktime
کند، ظرف مدت کوتاهي در تمام اينترنت پخش ميشود و همه ميتوانند
آنها را ببينند.
اصولا فيلمهاي خيلي جالبي از اوايل انقلاب هست که نسل ما و بعد از
ما هرگز آنها را نديده است. حالا که
Kazaa
و
BitTorrent
هست، بهترين فرصت براي پخش اينجور ويديوها است.
شرمسار از فرزند همجنسگرا
نميفهمم که چرا اينقدر ملت از اينکه جان کري در مناظره گفته دختر
ديک چيني "لزبين" است ناراحت شده اند. چون نه دروغ گفته و نه
اطلاع محرمانه اي را فاش کرده. در نتيجه ناراحت شدن زن چيني و
اينکه گفته اين يک
Cheap
Shot
يا عمل سخيف از جانب کري بوده است و او با اين
کارش حيطه خصوصي دخترشان را نقض کرده است، فقط نشان ميدهد که او
ته دلش از همجنسگرا بودن دخترش ناراحت و اين را نقطه ضعفي ميداند
که کسي نبايد درباره اش آشکارا حرف بزند.
ولي اگر هموفوبيک نباشيد و همجنسگرايي را بيماري يا انحراف
ندانيد (متاسفانه بيشتر آدمهاي مذهبي چه مسيحي و مسلمان يا يهودي،
هر چقدر هم تحصيلات داشته باشند، اين عقيده را دارند) هيچ دليلي
براي شرمساري از صحبت علني درباره همجنسگرا بودن بچه، دوست يا
فاميلتان نميبينيد. براي يک آدم غير هوموفوبيک، صحبت کردن
درباره لزبين بودن دخترش مثل اين است که درباره دخترباز بودن
پسرش صحبت کنند.
البته بگويم که به نظر خيليها،
مثلا
نيويورک تايمز، اين مسئله بهانه اي به دست
بوش و طرفدارانش داده تا شکست بزرگ بوش را در پايان مناظره ها و
وضع خراب داخلي و خارجي آمريکا را زير اين بحث احساساتي بپوشانند.
اين
حضرات
متخصص منحرف کردن ذهن مردم ساده آمريکا از مسايل اساسي به مسايل فرعي
و کماهميت هستند. بلايي که سر کلينتون آوردند يادتان بيايد.
در ضمن حالا که صحبتش پيشآمده، چون ميدانم آدمهاي عقده اي مريض
کامنت خواهند گذاشت که «ديدي گفتيم که خودت هم ... هستي» بهتر است
به صراحت توضيح بدهم که من همجنسگرا نيستم، ولي همجنسگراها را،
به قول امام خميني، دوست دارم!
ولي از شوخي گذشته، من همجنسگرايي را به هيچ وجه يک بيماري يا
انحراف اخلاقي نميدانم و براي آدمهاي همجنسگرا دقيقا همان احترام
و حقوقي را قايلم که براي آدمهاي غيرهمجنسگرا قايلم. (ميدانم
چقدر گفتن اين حرف در شرايط سياسي ايران خطرناک است، ولي گور باباي
سياست و ملاحظات سياسي! اگر من به فکر اين جور حساب و کتابها بودم
اصلا وبلاگ نمينوشتم.)
فکر هم ميکنم که اين يک مسئله کليدي در آينده ايران است اگر
ميخواهد به سمت دموکراسي، حقوق بشر و آزادي بيان و سبک زندگي
برود. براي همين، حالا که رسانه هاي ايراني از وظايف اصلي خود دور
افتاده اند، ما بايد جورشان را بکشيم و درباره اين جور مسايل
اساسي در اينترنت حرف بزنيم و تبادل نظر کنيم تا بالاخره شايد در
درازمدت به يک جور وفاق فکري برسيم.
جستجوگر داخلي گوگل
اين جستجوگر داخلي گوگل (Google
Desktop که کارش فهرست
کردن و جستجوي سريع در داخل کامپيوتر آدم است) يکي از به
دردبخورترين ابزارهاي فني است که تاحالا داشته ام. نميدانيد چه
عذابي بود گشتن دنبال ايميلي که يک نفر مثلا چند ماه پيش فرستاده
بود و لازمش داشتم. اما حالا با وجود جناب گوگل دسکتاپ (گوگل
اندروني خوب است به عنوان معادل؟)، به سرعت برق ميتوانم از بين
حدودا ۳۸ هزار ايميلي که در دو، سال اخير فرستاده و گرفته ام
بگردم و هرچيزي را پيدا کنم، حتي ايميلهاي فارسي را. البته هنوز
در نمايش ايميلهاي يونيکد مشکل دارد، اما خيلي خوب آنها را
بازيابي ميکند. خلاصه اينکه اگر اهل
Outlook
هستيد، گوگل اندروني زندگي شما را به طرز عجيبي آسان ميکند.
|