"جاويد شاه"، "جاويد شاه" كافي ست!
ديگر به سمبل هايي همچون پرچم احترام نميگذارم!
خسرو شميراني
shemiranie@yahoo.com
داريوش همايون سه ماه منتهي به انتخابات رياست جمهوري آمريكا
را به سفري مبارزاتي براي جرج بوش پرداخته است. او ميگويد: "از
جنوب غربي تا شمال شرقي به تمام مراكز تجمع ايرانيان رفتم و از
آنها خواستم به جرج بوش راي بدهند." وي پس از پايان انتخابات
كه خود كمترين شكي در پيروزي جرج بوش در آن نداشته است، در راه
بازگشت به محل سكونت خود ژنو، به كانادا آمد و در حين توقف
هايي در تورنتو و مونتريال به سخنراني و تبادل نظر با هواداران
و مخالفان خود پرداخت. سخنراني دكتر همايون در مونتريال در
تاريخ 6 نوامبر و در ساختمان مركزي دانشگاه كنكورديا به دعوت
انجمن "سخن آزاد" انجام شد.
اين سياستمدار كاركشته 76 ساله در حالي به سالن سخنراني وارد
شد كه پيش از آن در يك كنفرانس چهار ساعته اينترنتي شركت كرده
و همچنين در گفت و گويي به پرسشهاي شهروند پاسخ گفته بود. وي
بحث و سخنراني خود را با دهها شنونده در سالن 531 كنكورديا با
انرژي، نشاط و شوخ طبعي آغاز كرد و طي 45 دقيقه به طرح آنچه
خود "خلاف سياست" ها
Political
incorrect”
“
مينامد، پرداخت.
او نكاتي را مطرح كرد كه به مذاق بسياري از طرفداران سلطنت خوش
نميآيد، و شايد بدين جهت مجبور شد بگويد "اگر از من نميپذيريد
به سخنان شاهزاده رضا پهلوي گوش دهيد! گرچه حتي اگر از او
بشنويد ميگوييد كه توسط من گمراه شده است."
داريوش همايون در حالي كه به شكست خوردگان چپ و راست در نتيجه
انقلاب بهمن اشاره ميكرد گفت: "
…مثلا
ما از اولين شكست خوردگان بوديم، اما از آنجا كه نميخواستيم
دلايل واقعي شكست را بررسي كنيم به تناقض گويي افتاديم. از يك
سو گفتيم كه ما در حال تبديل شدن به ژاپن بوديم و چنان قدرتمند
شده بوديم كه
]قدرتهاي
جهاني[
از ما ترسيدند، از سوي ديگر گفتيم در آستانه ي سقوط به اردوگاه
كمونيسم قرار داشتيم. اگر دومي حقيقت داشت پس ما ژاپن نبوديم
بلكه فيليپين بوديم . . . خلاصه اينكه ما به دنبال آن نبوديم
كه چه سبب شكست شد بلكه دنبال مقصر بوديم، اين يك ديد محفلي
بود. واقعيت اين است ما به حرف ديگران گوش نميدهيم چون مخالف
آنها هستيم و آنها متقابلا چنين عمل ميكنند."
داريوش همايون در بخشي از سخنان خود گفت:
"ميخواهم نكته ي ديگري را كه در "خلاف سياست" ميگنجد بيان كنم
ولي ترديد دارم. " اما بر ترديد خود غلبه كرده ادامه داد:"
در يك كنگره قرار بر انتخابات اعضاي شوراي مركزي بود. دوستاني
نزد من آمدند و گفتند كه فلان فرد به خانمها نظر دارد و اگر او
انتخاب شود زنان از حزب گريزان ميشوند. من گفتم ببييند من هيچ
خانمي را نميشناسم كه از دوست داشته شدن بدش بيايد. اشاره كردم
كه در اين حزب نه "غيرت" به معناي اسلامي آن داريم و نه
"ناموس" به معناي تكبر.
حذف "غيرت" يكي از انديشه هاي "خلاف سياست" است.
داريوش همايون همچنين گفت: "ما بايد از سه فكر فاصله بگيريم،
اول؛ ما به جهان اسلام تعلق نداريم البته اين به اين معني نيست
كه مسلمان نيستيم. دوم؛ ما به جهان سوم تعلق نداريم و سوم؛ ما
به خاورميانه تعلق نداريم.
متحد استراتژيك ما در منطقه اسرائيل است.
اعراب، در عين حال كه بايد روابط خوب با آنها داشته باشيم،
متحد ما به حساب نميآيند. محمدرضا شاه كمكهاي بسياري به سوريه
و نيروهاي فلسطين كرد كه "پاسخ" آن را دريافت كرديم. فلسطين
مشكل ما نيست. ما با عرب ها و فلسطين كاري نداريم بگذاريم صدها
ميليون عرب خودشان اين موضوع را با اسرائيل حل كنند.
بنيانگذار حزب مشروطه خواه در ادامه افزود: "امروز در ايران
پارادايم ها تغيير كرده اند. به عنوان مثال پارادايم كربلا،
شهادت و خشونت كه نتيجه ي آن آمادگي براي كشتن و كشته شدن بود
تغيير كرده است. پارادايم كربلا منحصر به نيروهاي مذهبي نبود.
"رد تئوري بقا" نوشته آقاي پويان مردود شمردن حيات و تاييد
شهادت بود، يعني اين تفكر از راست مذهبي تا چپ سوسياليست جاري
بود. امروز جوان اصفهاني همچون همسن تهراني خود، ميخواهد همچون
جوان اروپايي زندگي كند. ديگر اينكه پارادايم انقلاب تغيير
كرده است. آنچه با انقلاب فرانسه آغاز شد و نتيجه ي آن انقلاب
به معناي تخريب همه چيز بود ديگر موضوعيت ندارد. علاوه بر آن،
اين پارادايم در ايران با غرب ستيزي و مصرف ستيزي درهم آميخته
بود. الان غرب گرايي و مصرف هر دو ارزش هستند.
همان پارادايم انقلاب
و مخالفت با غرب و مصرف بود كه به رياست جمهوري بني صدر
انجاميد.
درباره ي بني صدر همين كافي ست كه بگويم ابراهيم نبوي در توصيف
او در مقابل نام وي نوشت: "نميدانيم اين فاجعه چگونه اتفاق
افتاد."
داريوش همايون در ادامه گفت: "گفتمان امروز دمكراسي ليبرال و
گفتمان سكولار است. جدايي دين از حكومت كافي نيست، دين بايد از
سياست جدا بشود."
وي در پايان تاكيد كرد ما بايد پدركشتگي با آمريكا را كنار
بگذاريم و به اردوي مبارزه با تروريسم بپيونديم.
پس از پايان سخنراني، دكتر همايون به سئوالات حاضران پاسخ داد.
مرد جواني كه
ميگفت
به تازگي از ايران آمده است از وي پرسيد: در برخورد به گذشته
داريوش همايون ميگويد كه هرگاه قبل از انقلاب نيروهاي مخالف با
حكومت به تعامل
و گفت و گو مينشستند اين
فاجعه روي نميداد،
آيا اكنون خود نميتوانيم با نيروهاي معتدل تر
درون
جمهوري اسلامي به گفتگو بنشينيم تا انقلاب ديگري رخ ندهد.
همايون در پاسخ گفت خير! ما با كليت جمهوري اسلامي مخالف
هستيم.
يك خانم جوان پرسيد مخالفت شما با جمهوري اسلامي تا كجا ادامه
دارد آيا باحمله نظامي امريكا موافقيد؟
داريوش همايون در پاسخ گفت: خير! ما همواره تاكيد كرده ايم كه
با حمله نظامي موافق نيستيم.
اين
خانم جوان
ميگفت:
بسيار متناقض است. جرج بوش و جمهوريخواهان بارها ايران را
تهديد به حمله نظامي كرده اند. آنها نيروهاي
معتدل تر همچون كالين پاول را كنار ميگذارند و آقاي همايون
براي چنين نيروي راديكال خواهان جنگ با ايران، پيگيرانه مبارزه
تبليغاتي كرده است. نميدانم دم خروس را باور كنم يا قسم حضرت
عباس را.
آقاي همايون مورد پرسش ديگري قرار گرفت مبني بر اين كه
"مردم
ايران با هزينه بالايي از حكومت سلطنتي رهايي يافته اند چرا
بايد دوباره به سيستمي بازگردند كه نام و محتواي آن در ايران
با ديكتاتوري گره خورده است"؟
داريوش همايون گفت: شما به اروپا نگاه كنيد. بيشتر دمكراسي ها
سلطنتي هستند. سوئد و انگليس را بنگريد.
پرسش كننده كه با پاسخ آقاي همايون قانع نشده بود،
گفت: مقايسه سلطنت سوئد در ايران كه رضا شاهش هر متفكري را به
زندان و مرگ محكوم ميكرد و عباس شاه آن فرزند خود را كور ميكرد
تا به قدرت وي چشم نداشته باشد،
مقايسه مناسبي نيست. به زبان ديگر دانه فلفل سياه و خال
مهرويان سياه...
داريوش همايون در پاسخ به پرسشگر ديگري كه
سئوال
كرد
"همانطور
كه اعتراض به رضاشاه به خاطر ساختمان تاسيسات زيربنايي همچون
راه آهن خطاست، اعتراض به جمهوري اسلامي به خاطر ساختمان
تاسيسات زيربنايي تكنولوژي هسته اي بايد خطا باشد و داريوش
همايون يكي از دلائل پشتيباني خود از جرج بوش را مخالفت وي با
تكنولوژي هسته اي ايران اعلام كرده است."
همايون در پاسخ با ارائه ارقامي
از جمله اين كه توليد انرژي هسته اي هفت برابر توليد
«برق
از نفت»
خرج دربردارد و ايران كه بر روي نفت شناور است نيازي به آن
ندارد،
گفت:
اين يك تكنولوژي خطرناك است كه در دست جمهوري اسلامي به مراتب
براي جهان خطرناكتر خواهد بود. داريوش همايون مقايسه راه آهن و
تكنولوژي هسته اي را خطا دانست.
اين نشست كه در ساعت 15 : 5 بعد از ظهر آغاز شده بود تقريبا 8
شب پايان يافت.
در حاشيه
*آقاي همايون توضيح نداد چرا مخالفان در دوره پيش از 1357 بايد
با حكومت گفت و گو ميكردند، اما امروز بايد با كليت آن مبارزه
كنند.
*به
نظر يكي از شنوندگان
اطلاعاتي كه آقاي همايون در پيوند با توليد انرژي هسته اي مطرح
كرد نميتواند صحت داشته باشد. او گفت تعجب ميكنم
زيرا آقاي همايون در اروپا زندگي ميكند. در اتحاديه اروپا شما
ميتوانيد برق منزل خود را از عرضه كننده هاي مختلف خريداري
كنيد و عرضه كننده هايي كه «برق اتمي» ميفروشند با قيمت بسيار
پايين تري سرويس خود را عرضه ميكنند پس اين كه انرژي اتمي 7
برابر گرانتر از «برق نفتي» است
نادرست است.
ديگر اين كه اخيرا دكتر محمد سهيمي رئيس دانشكده شيمي دانشگاه
كاليفرنياي جنوبي در تحقيقي نشان داده است كه بخصوص براي ايران
كه فروش نفت يكي از منابع مهم تامين سرمايه است، سوزاندن آن در
نيروگاه هاي توليد برق به هيچ وجه عقلاني نيست.
او با آمار و ارقام نشان ميدهد كه برق اتمي به مراتب ارزانتر
از قيمت تمام شده برق توليد شده در نيروگاه هاي فسيلي است. وي
همچنين ابراز ميدارد اگر توليد انرژي در ايران به صورت يك
تركيب
متعادل نباشد، فردا پس از پايان يافتن ذخائر نفت،
ما با بحران هاي مختلفي روبرو ميشويم. پس تكنولوژي هسته اي
مسئله اي فراتر از مبارزه سياسي با اين يا آن رژيم است و حتي
اگر باشد نبايد آن را با دروغ پيش برد. آقاي همايون لازم است
بداند كه دوران تحميق كردن مردم سپري شده است.