|
گردهمايي "کانون دادخواهي قربانيان فاجعه ملي 67"
دانشگاه تورنتو ــ 10 اکتبر 2004
زخم نبودن آن نيمه ديگر ...
گزارش : فرح طاهري
farah@shahrvand.com
در خلوت روشن با تو گريسته ام
براي خاطر زنده گان
و در گورستان تاريک با تو خوانده ام
زيباترين سرودها را
زيرا که مردگان آن سال
عاشق ترين زندگان بودند
شاملو
«... به ياد مي آورم آنگاه که کودکي بودم و به زندان براي
ملاقات پدرم ميرفتم در آنجا کتابها را تلنبار کرده بودند تا در
باد و باران به خمير تبديل شوند... بر ميهنم چه رفته و چه
ميرود...
... امروز گرد هم آمديم تا بر آن همه جانفشاني و پايمردي که آن
نيست شدگان زنده ياد براي اعتلاي ما و آيندگان کرده اند سر
تعظيم فرود آوريم و در تلاش پيوسته و پيگير بر اهداف و
آرمانهاي آن زنده يادان پاي فشاريم.»
يک دقيقه سکوت
با کلام شروين 22 ساله، فرزند يکي از آن زندانيان که زخم
تابستان 67 را بر تن دارد، مراسم يادبود جانباختگان تابستان
67، روز يکشنبه دهم اکتبر در سالن مديکال ساينس دانشگاه تورنتو
آغاز شد. اين گردهمايي به دعوت "کانون دادخواهي قربانيان فاجعه
ملي 67" و با عنوان " من درد مشترکم مرا فرياد کن..." برگزار
شد.
"داغداران زيباترين فرزندان آفتاب و باد"(1) دور از
ميهن گرد آمدند تا با گرماي وجود يکدگر، ياد آزادگان ايران
زمين را شعله ور کنند. آنها نيک ميدانند که "فريادهاي ما اگرچه
رسا نيست، بايد يکي شود"(2) بايد يکي شود تا
دادخواهي کنيم. بايد يکي شود تا اگر هم ميبخشيم اما هرگز
فراموش نکنيم که بر سرزمين ما چه رفته است و چه ميرود. و اعلام
کنيم که چشمانمان را به روي سرنوشت ديگراني که براي بهتر ديدن
ما ميکوشند، نخواهيم بست.
اين مراسم که مجموعه اي از سخنراني، موسيقي، شعرخواني، نمايش
اسلايد و قصه خواني بود با موسيقي ادامه يافت."در سوگ شهيدان
داد" قطعه اي براي ويلن، اثر محسن جمال سرپرست گروه موسيقي
رومي، توسط سازنده اثر اجرا شد.
نياز سليمي، فعال حقوق بشر از سوي کانون دادخواهي به حاضران
خوشامد گفت. نياز سخنانش را با قطعه شعر زيبايي از زنده ياد
کمال رفعت صفائي آغازيد:
ما چون سيب نيم خورده
کز دندان گرازي به جاي مانده ست
تا آخرين نفس
زخم نبودن آن نيمه ديگر را
در جان خود داريم
نياز سپس به شکل گيري و اهداف کانون اشاره کرد و گفت: اين
کانون به همت جمعي از زندانيان سياسي سابق و متعاقب چندين
فراخوان در نشريات تورنتو در نشستي عمومي شکل گرفت.
نياز به تفاوتهاي اين گردهمايي با يادمان هاي کشتار 67 سالهاي
گذشته اشاره کرد و از جمله گفت: اين کانون داراي حد و حصر
تشکيلاتي و ايدئولوژيکي نيست و در آن به روي شرکت و همکاري
همه دوستاني که در امر مشخص دادخواهي براي فاجعه 67 تمايل به
همکاري داشته باشند، باز است. نکته دوم اينکه فعاليت اصلي و
مستمر اين کانون قرار است بعد از برگزاري اين يادمان آغاز شود
و ادامه يابد. تقاضاي ما از شما دوستان اينست که اطلاعيه هاي
بعدي ما را در مطبوعات تعقيب کنيد و در نشست عمومي بعدي ما که
کميته اجرايي جديدي جهت پيگيري حقوقي مسئله کشتارها انتخاب
خواهد شد، شرکت کنيد.
نياز در پايان سخنانش تأکيد کرد: ما ميبايد يکبار و براي هميشه
بپذيريم که مسئله عدالت اجتماعي، حقوق بشر و مسئله زندان و
شکنجه و اعدام دگرانديشان مسئله و معضل ملي ماست که تلاش در
راه استقرار عدالت و آزادي را وظيفه تک تک ما ميسازد. دادخواهي
براي ظلمي که بر هر دگرانديش و فعال سياسي اعمال شده وظيفه
يکايک ماست و دلبستگي ها و تعلقات تشکيلاتي اين عزيزان نميبايد
در انجام اين وظيفه کوچکترين خدشه اي وارد آورد... جدا از
تفاوتهايمان براي رسيدن به اهداف مشترک در زمينه هاي مشخص، دست
در دست هم حرکت کنيم.
نياز آن گاه اولين سخنران برنامه را معرفي کرد. حميد مجتهدي،
وکيل رسمي دادگستري کانادا، عضو کانون وکلاي بدون مرز و فعال
اجتماعي.
آقاي مجتهدي با شعري از فريدون مشيري سخنانش را آغاز کرد و در
ادامه سخنانش به حقوق فردي در اسلام اشاره کرد و موارد اختلاف
اين حقوق را در اسلام سنتي با موازين حقوق بشر برشمرد و از
جمله به تفاوت حقوق فرد مسلمان و افراد ساير اديان، تفاوت حقوق
بين زن و مرد و انسان آزاد و برده به طور مشروح پرداخت.
نوبت به شعرخواني عيدي نعمتي شاعر مقيم تورنتو رسيد. عيدي بعد
از سخنان کوتاهي به ياد رفتگان آن سال و لزوم يادآوري آنها به
منظور فراموش نشدنشان، چند شعر که در همين رابطه سروده بود
خواند...
چقدر سوراخ روي اين ديوار است
و گوش بر ديوار که ميگذارم صداي رودخانه مي آيد
صداي بال بال زدن پرندگان
صداي انسان مي آيد
فريادهاي تکه تکه شده
چقدر نام روي اين ديوار است ...
هنرنمايي آقايان مهدي جعفري (تار) و اکبر حيدرپور (سنتور)،
نواي آشناي اوايل انقلاب "ايران اي سراي اميد"3را
در سالن مديکال ساينس دانشگاه تورنتو طنين انداز کرد.
و در ادامه برنامه موسيقي، گروه کر رومي متشکل از سه زن و دو
مرد به سرپرستي محسن جمال به روي صحنه رفت. محسن جمال شعر
"ترانه اي براي مزدک" را خواند و با نواي ويلن همراه کرد. و
سپس گروه کر "ما بازميگرديم (ايران، ايران)" را که از ساخته
هاي آقاي جمال بود همخواني کردند و مورد تشويق حضار قرار
گرفتند.
برنامه به نيمه رسيد و به حاضران فرصتي داده شد تا گلويي تازه
کنند.
بعد از تنفس، نياز ليلي پورزند را به عنوان يک وکيل جوان و
فعال دعوت کرد تا به روي صحنه رود. نياز در معرفي ليلي به نکته
بسيار خوبي اشاره کرد. او گفت: ليلي با نوشته هاي زيبايش، با
سخنرانيها و فعاليتهاي مداومش خصوصا در اين دو ساله اخير کاري
کرده که ديگر براي معرفي اش نيازي نيست که بگوييم دختر
مهرانگيز کار و سيامک پورزند...
ليلي با ياد ايران آغاز کرد و گفت:... مادران، خواهران، همسران
و دختران بازمانده، از فاجعه اعدامهاي سياسي سال 1367، همان
دردي را در جان حس ميكنند كه پرستو فروهر پس از ديدن پيكر پاره
پاره مادر و پدر گرانقدر خود، بر دل حك كرد... بازماندگان اين
نوع خشونتهاي سياسي، دردي مشترك را تجربه كرده اند. آنان، زخمي
چركين بر دل دارند كه مرهم آن، نه انتقام بلكه آزادي است.
ليلي از تجربه شخصي خود هم گفت:
فريادهاي من، در كنار اقيانوس بي انتهاي آرام، در كرانه غربي
اين سرزمين، در زمان دستگيري مادرم و ناله هاي شبانه من، در
خيابانهاي يخ زده و تاريك اين شهر، در هنگام ناپديد شدن پدرم،
درد من نيست. درد ماست. بياييد اين درد را با هم فرياد
كنيم...(متن سخنراني ليلي پورزند را در همين شماره شهروند، در
ستون هميشگي او خواهيد خواند)
سخنان ليلي همانگونه که از دل برآمده بود بر جان حاضران نشست و
تشويق ممتد آنان را به همراه داشت.
فرشيده نسرين هنرمند ديگري بود که قصه زهراي 9 ساله را، هماني
که چندي پيش پدر رواني اش او را ذبح و قرباني کرد، با تسلط و
هنرمندي بسيار اجرا کرد. فاجعه اي که روايت شد، به همراه
تأثيري که اجراي فرشيده در حاضران داشت، فضاي حزن انگيزي را در
سالن به وجود آورد.
گروه موسيقي رومي اين بار با "پرستوهاي بي بهار برج بابل" به
روي صحنه آمدند. شهلا اعتمادزاده(جمال) از گروه کر رومي،
مناسبت ساخت اين ترانه توسط محسن جمال را اشغال عراق از سوي
آمريکا و هديه اي به مردم عراق عنوان کرد و بخشي از ترانه را
به انگليسي دکلمه کرد.
بعد از موسيقي، اسلايدهايي با مضامين مختلف به نمايش درآمد.
خاوران، خانواده هاي جانباختگان، کودکان کار، اعتياد، فقر،
مبارزات دانشجويي، تظاهرات کارگران، سرکوب، زندانيان سياسي از
جمله سيامک پورزند و... موضوع اسلايدهايي بودند که به همت
آقاي سيامند به نمايش گذارده شد.
روزا روزبهان از سوي کانون دادخواهي جانباختگان تابستان 67
پيام سازمانهاي سياسي به اين گردهمايي را خواند. حزب دمکرات
کردستان، راه کارگر، سازمان فدائيان خلق اکثريت از جمله
سازمانهاي سياسي بودند که براي اين تجمع پيام همبستگي ارسال
کرده بودند.
بخش پاياني برنامه پرسش و پاسخ بود که از سوي سخنرانان برنامه
(حميد مجتهدي و ليلي پورزند) به پرسش هاي حاضران پاسخ گفته شد.
در آغاز اين بخش دکتر مهرداد حريري از حاضران در سالن از نياز
سليمي درباره امکان همکاري با گروه هاي دادخواهي ديگر از قبيل
گروه مهر(دکتر پروين) در آمريکا و آقاي کامبيز روستا در اروپا
پرسيد، و نياز در پاسخ با اشاره به اينکه نظر شخصي اش را
ميگويد، اظهار داشت: از نظر من چنانچه روند کار و اهداف مشترک
بين اين گروهها موجود باشد همکاري با آنها نه تنها ما را در
پيگيري اين امر تقويت ميکند بلکه اين امکان را به ما ميدهد که
خواست هاي خود را در عرصه اجتماعي گسترده تري ــ فضاي بين
المللي ــ مطرح کنيم.
در حاشيه:
ــ شروع برنامه ساعت 5 اعلام شده بود که طبق معمول با تاخيري
حدود نيم ساعت همراه شد.
ــ جمعيت شرکت کننده در مراسم حدود هفتاد نفر بودند. در گفت
وگو با تعدادي از شرکت کنندگان، آنها به وجود برنامه هاي متعدد
يادبود در اين خصوص اشاره داشتند و اينکه شايد تعدادي حضور در
يک برنامه را کافي دانسته و يا اينکه بعضي ها صرفا در برنامه
هايي که از سوي گروه خودشان ترتيب داده شود حضور مي يابند.
نکته ديگر همزماني اين مراسم با سخنراني دکتر هيئت بود که در
تعداد حاضران اين برنامه تاثير گذاشته بود.
ــ از بهارک جوان 20 ساله اي که در اين مراسم حضور يافته بود،
دليل حضورش را پرسيدم، گفت: من مشخصا براي احترام به ياد
پسرعمويم که در تابستان 67 اعدام شد، در حاليکه من در آن زمان
4 ساله بودم و چيزي به خاطر ندارم، به اينجا آمدم. بهارک در
پاسخ به اين پرسش که برنامه را چگونه ارزيابي ميکني، گفت:
مراسم طولاني بود و ميشد کوتاه تر برگزار شود. بخش پرسش و پاسخ
هم بيشتر از آنکه پرسش باشد به سخنراني حاضران تبديل شده بود،
گرچه تقصيري ندارند همه کلي حرف انباشته شده دارند و فرصت
ابرازش را در جمع ندارند و اين بخش انگار بهترين زمان و مکان
است.
1ــ از شعر "آخر بازي" مجموعه "ترانه هاي کوچک غربت" زنده ياد
احمد شاملو
2ــ از سرودهاي اوايل انقلاب
3ــ از سرودترانه هاي شجريان در اوايل انقلاب
|